درباره کتاب
نشانهشناسی تفسیر عرفانی یکی از معدود آثار تألیفی در زمینهی تفسیر عرفانی است که برای نخستینبار توسط انتشارات هرمس در زمستان ۱۴۰۳ منتشر میشود.
هدف از این تحقیق ارائهی کتابی در زمینهی نقد ادبی نیست، بلکه تلاشی است که تا حد امکان الگوها و ساختارها و نظام نشانههای موجود در ژانر تفسیر عرفانی را بهطور کلی بررسی کند و به این منظور از روشهای مختلف نقد ادبی سود برده است. مسلّم است که هریک از دستگاههای نقد قوانین و نقاط قوت و ضعف خود را دارد و در مواردی نیز این دستگاهها یکدیگر را نفی میکنند. نگارندهی این اثر به منظور دستیابی به روشهای مناسب برای بررسی متن تفسیرهای عرفانی تا جایی که توانش اجازه میداده و با موضوع ارتباط داشته از دستگاههای مختلف نقد استفاده کرده و خود را پایبند به یک دستگاه فکری نکرده است. هرجا هدفش اقتضا میکرد از تلفیق این دستگاهها با یکدیگر ابایی نداشته و هر روشی را که بهنوعی به هدف او، که تعیین الگوها و قراردادهای حاکم بر نظام نشانههای تفسیر عرفانی به منظور درک چگونگی تحول زبان عرفانی در این تفسیرها است، کمکی میکرد و فایدهای داشت مورد استفاده قرار داده است.
بخشی از کتاب
موضوع اسلام و ایمان و تفاوت میان آن دو از همان قرن اول در اختلافات سیاسی مطرح بوده و از این طریق به علم کلام و سپس به حوزه عرفان راه یافته است و از عناصر مهم اولین تفسیرهای عرفانی است. چون هدف اصلی ما این زمینه آخر است و قصد داریم رابطه ظاهر و باطن و تأویل را با اسلام و ایمان نشان دهیم و تفاوت آن دو را بیان کنیم، در منشأ آغازین این مسئله، که اختلافات سیاسی است، غور نمیکنیم و به ذکر این نکته بسنده میکنیم که با وسعت گرفتن قلمرو اسلام و جاری شدن ثروت انبوه به مرکز حکومت و تغییراتی که از زمان عثمان در نحوه حکومت ایجاد شد در زندگی حاکمان عصر فساد زیادی مشاهده گردید. خلیفهها که از سنت زهد آغازین دور افتاده بودند به امور دنیوی و رفاه حال توجه بیش از پیش نشان میدادند و بسیاری از مردم و بهخصوص بازماندگان صحابه این اوضاع را مخالف سنّت و سیره پیامبر میدیدند. مردم میدیدند که قریش اموال مسلمانان را ملک شخصی خود میپندارند. پیدایش طبقه بزرگملاکان و زمینداران و ایجاد اختلاف طبقاتی فاحش چهره تازهای به جامعه اسلامی میداد. رفتهرفته اعتراض مردم به وضع موجود بدینگونه مطرح شد که آیا اسلام همین است؟ اگر معنی اسلام و مسلمانی این است، پس آن اسلام آغازین که موافق سنّت رسول بود و آن پرهیزکاری و زهد و تقوای صحابه که از شدت فقر و برهنگی حتی پوشش مناسبی برای حاضر شدن در صف نماز نداشتند و برهنگی خود را لابهلای صخرهها پنهان میکردند و به نوبت نمد پارهای به تن میکردند و به نماز میرفتند، آن زهد شدید چه بوده؛ اگر اسلام آن است که آنها داشتند، پس آنچه خلیفه و حکام وقت انجام میدهند کفر است.
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط