درباره کتاب
آگوست آبی اثری است به قلم نویسندهی رمان مردی که همهچیز را میبیند؛ نامزد نهایی جایزهی بوکر، دبورا لوی.
اثری ژرف که روایت سفری شاعرانه و فلسفی به دنیای عواطف انسانی و شجاعت برای آغازی دوباره است. این رمان داستان زن هنرمندی را روایت میکند که پس از یک شکست عاطفی بهدنبال بازسازی هویت و زندگی خود است. لوی با قلمی هنرمندانه و نثری شفاف، مفاهیمی چون ازدستدادن، جستوجوی معنا و مواجهه با خود را در بستری از طبیعت و هنر به تصویر میکشد. شخصیتها در دل مناظری بکر و رنگارنگ به کندوکاو درونی میپردازند و از زندگی گذشته فاصله میگیرند و هرکدام تصویر و معنایی تازه از امید و بازآفرینی ارائه میدهند.
آگوست آبی برای کسانی است که در ادبیات بهدنبال عمق و زیبایی هستند؛ سفری که پس از پایان، تا مدتها در ذهن و دل شما باقی میماند؛ پرترهای خیرهکننده از مالیخولیا و مسخ است، اثری که راههایی را نشان میدهد که از طریق آن میکوشیم گذشتهی خود را اصلاح کنیم و داستان خود را از نو بسازیم.
بخشی از کتاب
آبی کردنِ موهایم اصلا به تمایلات من نمیخورد و سلیقهام نبود. هر دو نفرمان میدانستیم من این کار را به این دلیل میکنم که جلوی هرگونه شباهتی به والدین واقعیِ ناشناسم را بگیرم. آرتور از اینکه من هیچ میلی به گشتن دنبال آنها ندارم و حتی نمیخواهم با والدینی که من را به سرپرستی گرفته بودند، ارتباطی بگیرم گیج شده بود. از وقتی ده سالم شده بود، به من میگفت میتوانم هر وقت که دوست دارم، «این مدارک» را نگاه کنم. منظورش مدارک مربوط به سرپرستی من بود. فکر کنم همواره خودش را آماده کرده بود تا با جستوجوی ناگزیرِ من برای پیدا کردن پدر و مادرِ واقعیام روبهرو شود؛ اما من هرگز دوست نداشتم آن مدارک را مطالعه کنم و این را به خودش هم گفتم، او هم همیشه جواب میداد: «محکم بودنت رو ستایش میکنم.»
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط