قوانین روحانی
(زندگی معنوی،این کتاب پیش از این 3بار توسط نشر تیر به چاپ رسیده است)
نویسنده:
دن میلمن
مترجم:
فریده مهدوی دامغانی
650,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات
176
شابک
9786001181801
تاریخ ورود
1387/06/18
نوبت چاپ
7
سال چاپ
1403
تاریخ تجدید چاپ
14031011
وزن (گرم)
172
قیمت پشت جلد
650,000 تومان
کد کالا
15367
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
کتاب «قوانین روحانی» نوشتهی دن میلمن، در انتشارات ذهنآویز به چاپ رسیده است. این کتاب اثری فلسفی و تأملبرانگیز است که به کشف اصول ساده اما عمیق زندگی میپردازد. این کتاب در قالب داستانی نمادین روایت میشود که در آن نویسنده با راهنمای معنوی خردمندی دیدار میکند. این شخصیت، نویسنده را در سفری به درون کوهستان هدایت میکند، جایی که قوانین معنوی زندگی را با او در میان میگذارد. هر قانون، بیانگر مفهومی است که درک و اجرای آن میتواند زندگی را سادهتر، معنادارتر و متعادلتر کند. میلمن با نثری ساده و دلنشین، خواننده را تشویق میکند تا به اهمیت حضور در لحظه، پذیرش تغییرات، عشقورزی، و یافتن تعادل در زندگی توجه کند. پیامهای او، تلفیقی از حکمت معنوی و عملگرایی روزمره است که به خواننده کمک میکند با خود و جهان اطرافش هماهنگتر شود.
«قوانین معنوی» با تکیهبر حکمتهای جهانی، راهنمایی کاربردی برای رشد شخصی ارائه میدهد. قوانین مطرحشده در کتاب، برای هر فردی با هر پیشینهای قابلدرک و عملی هستند و به مسائل روزمرهی زندگی انسان میپردازند. نویسنده خواننده را دعوت میکند تا بهجای مقاومت در برابر چالشها، از این قوانین بهعنوان فرصتهایی برای یادگیری و رشد استفاده کند. این کتاب یادآوری میکند که زندگی سفری است که باید با آگاهی، عشق و احترام به خود و دیگران طی شود.
بخشی از کتاب
در هسته مرموز و اسرارآمیزِ هستى، عالم براساس قوانینى بسیار حقیقى که مانند قانون جاذبه زمین واقعى هستند به کار خود مشغول است. این قوانین در تاروپود حیات و هستى و درحالىکه هوش و ادراک اولیه عالم هستى را منعکس مىسازند مىتوانند مِـکانیسم و روند عالم را به کار بیندازند. مانند حرکت گلها براى دست یافتن به نور خورشید و حرکت امواج اقیانوس که با جوش و خروش بىوقفه خود با ساحل برخورد مىکنند. آنها مدیریت حرکات زمین، تغییر فصول و نیروهاى گوناگون طبیعت را بر عهده دارند. با ترانههایى که این قوانین آشکار مىسازند، کهکشانها نیز در رقصى زیبا و هماهنگ به حرکت خود ادامه مىدهند...»
ناگهان انبوهى شاخ و برگ، صداى عجیب و غیرمعمولى را از خود بیرون دادند. آنها به شکل دایره، در میان حلقهاى از سنگهاى کوچک قرار داشتند و ناگهان دودى از آنها بلند شد و گویى خودشان آن کار را کرده باشند؛ زیرا ناگهان آتشى نمایان شد و او با چشمانى که با شیطنت شادمانهاى مىدرخشید، با حالت هیجانزدهاى گفت :«مِـرلین این کار را به من آموخت.»
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط