سونات زمستان
(داستانهای انگلیسی،قرن 20)
نویسنده:
دوروتی ادواردز
مترجم:
آرمین دارابی نژاد
185,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات
184
شابک
9786222675264
تاریخ ورود
1403/05/23
نوبت چاپ
1
سال چاپ
1403
وزن (گرم)
174
قیمت پشت جلد
185,000 تومان
کد کالا
136192
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
سونات زمستان تنها رمان دوروتی ادواردز و البته دومین و آخرین کتاب اوست؛ رمانی که بازنمایانگر تأثیرپذیری او از فضای داستانی چخوف، دغدغههای اجتماعی و بازاندیشیاش در مناسبات نابرابری جنسیتی و طبقاتی و نیز زیست روانی و رانهایِ رنجور توأم با امید و نومیدیاش است. از نظر جایگاه ادبی نیز سونات زمستان را باید در زمرهی معدود آثاری دانست که پندارهی «ادبیات مدرنیستیِ مردانه» را به چالش میکشند، پندارهای که گاه در توصیف فضای حاکم بر ادبیات معاصرِ متأثر از آثار نویسندههای مردی همچون تیاس الیوت، ازرا پاوند و جیمز جویس از آن استفاده میشود؛ به این معنا، این رمان داعیهی علمکردن نوشتاری زنانه را دارد.
بخشی از کتاب
آفتاب فقط کودکان و گربههای ده را فریب میداد. الکساندر کلارک کوچک، از اهالی خانۀ آقای نتل، لباسش را وسط خیابان از تن درآورد و وقتی خواهرش پاولین او را دید، چنان به باد سیلیاش گرفت که مثل همیشه زد زیر گریه. دوباره لباس تنش کرد. از بازویش گرفت و شروع کرد به تکان دادنش، چنانکه هقهقِ پسرک بلند شد. بعد از آن دست از سرش برداشت تا برود و روی لبۀ پیادهرو بنشیند. کسی از آنجا میگذشت و برای آنکه گریهاش را بند بیاورد، به او نیم پنی پول داد، اما پسرک همسایه به محض اینکه از چشم بقیه دور ماندند، پول را دزدکی قاپید و الکساندر، همچنان گریان، جاده را تنها به سمت بالا در پیش گرفت.
خواهرش پاولین به ادارۀ پست رفت. قرار بود برای مادرش خرید کند؛ اما میخواست اول مستأجر جدیدشان را ببیند، زیرا او دیشب، دیروقت رسیده و صبح هم مادر به پاولین اجازه نداده بود صبحانهاش را ببرد. خانم کلارک خودش امروز صبحانه را حاضر کرده بود. پاولین داخل رفت و برگۀ تلگرافی خواست. آرنولد نتل به او برگهای داد. مردی جوان و عجیبوغریب بود؛ خوشلباستر از همۀ پسرانِ گروه کر. پاولین به او لبخند زد. بعد سرش را پایین انداخت و یکی از پاهایش را روی زمین کشید. دوباره سرش را بلند کرد؛ گویی نمیتوانست جلوی خندهاش را بگیرد. نتل نیز آشکارا گمان برد که دخترک به او میخندد. صورتش سرخ شد. از قرار معلوم بسیار کمروست و گذشته از هرچیز، از دختران ترسی ناشناخته دارد.
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط