دسته بندی : رمان ایرانی

پاییز حافظیه

(داستان های فارسی،قرن 14)
نویسنده: م.آرام
299,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 384
شابک 9786005941012
تاریخ ورود 1395/05/31
نوبت چاپ 5
سال چاپ 1403
وزن (گرم) 326
قیمت پشت جلد 299,000 تومان
کد کالا 52242
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
کتاب پیش رو روایتگر داستانی گره‌خورده با عشق و درد است که در آن مسائل روان‌شناختی و تربیتی نیز مطرح شده است. گوشه‌هایی از داستان از زندگی فروغ فرخزاد وام گرفته شده؛ شخصیت اصلی کتاب دختری جوان به نام نوشین است، او که خانواده‌ای سنتی دارد، باوجود علاقه‌داشتن به پسری دیگر، به جبر خانواده با پسرخاله‌اش ازدواج می‌کند و آنچه که در مسیر زندگی تجربه می‌کند بازتابی است از گرفته‌شدن بسیاری از حقوق زنان در جامعه و نادیده‌ماندنشان در جامعه‌ای مردسالار.
بخشی از کتاب
تنها ساکت جمع، من بودم که ترجیح می‌دادم بیشتر گوش کنم. چون می‌دانستم در چنین جمع‌هایی با آن اطلاعات بالا، اگر کم بیاوری کلاهت پس معرکه است. از آن گذشته، چون بحث تقابل اطلاعات و دانش‌‌های فردی بود، وقتی نسب به قبولاندن یک حرف جوگیر بشوی، خیلی از حرف‌هایی را هم که نباید بگویی، می‌گویی و بعد می‌نشینی به غصه خوردن که چرا چنین گفتم و چنان! نفیسه گفت: - اتفاقا یونگ، یه جایی می‌گه: در برابر هر چیزی مقاومت به خرج بدی، اون موضوع سمج‌تر می‌شه. علیرضا گفت: - راز ... راندا برن! نفیسه ادامه داد: - دقیقا. مثل یه توپ که اون رو با کش به دستت بسته باشی. پرتابش می‌کنی، ولی با شدت بیشتری به سمت خودت بر می‌گرده. نازنین گفت: - و خیلی هم جالبه که اگه توپ رو به مشکلات تشبیه کنیم، همه‌چیز با یه فکر شروع می‌شه. بعد با ابراز اون به دیگران، فکر گسترش پیدا می‌کنه و به صورت یه معضل خودش رو نشون می‌ده. گمونم همون راز بود علیرضا، نه؟ علیرضا سر تکان داد و نازنین افزود: - آره ... بعد می‌گه: دلیلش اینه که مردم هم فکرهای بیشتری روی فکر تو می‌گذارن و این باعث می‌شه فکر تو، گاهی به عینه توی زندگیت اتفاق بیفته... می‌تونیم به پاک‌سازی ذهن از زوائد و زوم کردن روی یه چیز بی‌طرف تشبیهش کنیم. چیزی که به واقع ذهن رو از درگیری به افکار مسموم دور کنه و آرامش و خوش‌بینی رو با خودش بیاره. در این بین، من به خودم فکر می‌کردم و این که همیشه نسبت به ناصر و با او بودن، حساسیت داشتم و درست همان شد که نباید بشود. نمی‌دانم از چه کتابی حرف می‌زدند. راز؟ ... از دهانم پرید: - گفتنش راحته، ولی خیلی تفاوت داره با این که درون یه واقعیت وحشتناک زندگی کنی. حالا هر چقدر بخواهی قشنگ فکر کنی، باز حقیقت ِ حال مهمه. تصور یه رویا، می‌تونه آدم رو از حقیقت تلخی که گریبانش رو گرفته، خلاص کنه؟
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است