درباره کتاب
|عروس، رئیس تشریفات، ساقدوش اول داماد، برنامهریز عروسی، ساقدوش عروس، جسد|
در جزیرهای در سواحل ایرلند، مهمانان جمع شدهاند تا زندگی مشترک دو نفر را جشن بگیرند. داماد خوشقیافه و جذاب است؛ یک ستارهی تلویزیونی در حال ظهور. عروس باهوش و بلندپرواز است؛ ناشر یک مجله.
شاید خدماترسانی تلفن همراه ضعیف و امواج دریا شدید باشد، اما تمام جزئیات بهطور ماهرانهای برنامهریزی و اجرا خواهد گردید. همهی برنامهها در حد ناب و همهی مهمانان عالی هستند.
همراه با باز شدن بطریهای نوشیدنی و آغاز جشن، دلخوریها و حسادتهای ریز و درشت نیز با خاطرات قدیمی و آرزوهای خوب درهم آمیخته میشوند. ساقدوشهای داماد دوباره بازی دوران مدرسهشان را از سر میگیرند. ساقدوش عروس لباسش را خراب میکند، اما نه اتفاقی. و رئیس تشریفات، قدیمیترین دوست عروس، دلواپسیِ ناراحتکنندهای از خود بروز میدهد.
و سپس یکی میمیرد. چه کسی آرزوی شادکامی این زوج جوان را در دل نداشته است؟ و شاید خیلی هم مهمتر، چرا؟