تاریخ فلسفه اخلاق (دستنامه آکسفورد)،(3جلدی)

(تاریخ اخلاق،گردآور:محسن جوادی،3جلدی)
1,940,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 1422
شابک 9786004563268
تاریخ ورود 1402/11/11
نوبت چاپ 2
سال چاپ 1403
تاریخ تجدید چاپ 14031211
وزن (گرم) 1895
قیمت پشت جلد 1,940,000 تومان
کد کالا 130384
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
انتشارات آکسفورد از سال‌ها پیش مجموعه‌ای با پیش‌عنوان هندبوک (دستنامه) در موضوعات مختلف منتشر می‌کند که از شهرت و اعتبار علمی زیادی برخوردار است. هدف از نشر این کتاب‌ها در دسترس قراردادن پژوهش‌های قابل استناد و نیز به‌روز در موضوعی خاص است و مخاطبان اصلیِ آن‌ها استادان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی‌اند. تاکنون بیش از هزار مورد از این هندبوک‌ها منتشر شده که ده‌ها مورد مربوط به فلسفه است و در این میان کتاب حاضر درباره‌ی تاریخ فلسفه‌ی اخلاق است. ویراستار کتاب، راجر کریسپ، استاد بازنشسته‌ی دانشگاه آکسفورد است. او در پیشگفتار کوتاهش می‌گوید در اصل این کتاب تاریخ اندیشه‌های اخلاقی یا همان تلاش عقلانی عالمان برای یافتن پاسخ به پرسش اصلیِ اخلاق یعنی «چگونه باید زیست» است. اما مقاله‌ها به‌گونه‌ای نوشته شده‌اند که تا حد ممکن به حیطه‌ی کار تخصصیِ فلسفه‌ی اخلاق یعنی ارزیابی و نقد دیدگاه‌های اخلاقیِ فیلسوفان در موضوعات مختلف هم مربوط‌اند. به‌ گفته‌ی وی، تلاش شده است تا در گزارش اندیشه‌ی اخلاقیِ گذشتگان و ارزیابی و نقد آن‌ها تا حد ممکن ربط و نسبت آن‌ها با اندیشه‌ی امروزیِ اخلاق دیده شود. کتاب در دو بخش نظم و نسق یافته است. ۲۸ مقاله‌ی اول که بخش عمده‌ی کتاب را تشکیل می‌دهند به کلیت اندیشه‌ی یک متفکر یا جریان می‌پردازند و همه‌ی موضوع‌های مهم اخلاقی را که در آثار آن نویسنده یا آن جریان وجود دارد مطرح می‌کنند. ترجمه‌ی فارسی این بخش در دو جلد نخست تقدیم خوانندگان می‌شود. اما ۱۱ مقاله‌ی پایانی به تطوّرات یک موضوع اخلاقی مانند اراده‌ی آزاد مطابق با توالی تاریخی آن می‌پردازند که در جلد سوم عرضه می‌شوند.
بخشی از کتاب
چقدر معقول است که ادعا کنیم اصول بنیادین اخلاق اقتضائات قانون طبیعی هستند؟ وقتی باتلر ادعا می‌کند که اخلاق امری طبیعی است، می‌خواهد بین موضع خود و هابز تمایز بگذارد. بنا بر نظر هابز که نگاه انباشتی محض به طبیعت انسان دارد، اخلاق امری طبیعی نیست، و برخلاف نظر ارسطو، انسان طبیعتا حیوان سیاسی نیست. جامعه به‌طور طبیعی برای انسان‌ها به وجود نیامده است، هم به این دلیل که انسان‌ها بر سر منابع ناکافی رقابت می‌کنند و هم به این دلیل که برتری‌جو هستند. طبیعت انسان انگیزه و دلیل کافی به او می‌دهد که، در وضع طبیعی، شیوه‌های اخلاقی را همچون ابزارهایی برای حفظ صلح تثبیت کند. اخلاق مانعی را از سر راه اهداف ما برمی‌دارد، نه اینکه به اهداف ما شکل و صورت بدهد. اگر اخلاق باب میل من است به‌خاطر طبیعت و سرشتم نیست، بلکه به سبب پیامدهای ناخوشایند رفتارهایی است که صلح و امنیت را به خطر می‌اندازند. باتلر دیدگاه هابز را رد می‌کند تا از دیدگاه هاچسن دفاع کند. طبق دیدگاه هاچسن، خود طبیعت انسان است که پشتوانۀ اخلاق قرار می‌گیرد نه شرایط خاص محیطی. از نظر او، نگاه اخلاقی طبیعی است، زیرا نوعی احساس دگردوستانۀ طبیعی است نه صرف ابزاری برای تأمین هدفی دیگر که حتی اگر چنین احساسی وجود نداشت باز هم برای ما جذاب بود. باتلر وجود چنین احساس دگردوستانه‌ای را می‌پذیرد، اما این ادعای هاچسن را که (بر پایۀ قول به اصالت احساس) می‌گوید نگرش‌های اخلاقی ما بر نوعی حس اخلاقی غیرعقلانی مبتنی است رد می‌کند.
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است