قیام سرخ 1 (قیام سرخ)
(داستان های نوجوانان آمریکایی،قرن 21م،مناسب بالای 14 سال،بازبینی:علیرضا نجاتی)
نویسنده:
پیرس براون
مترجم:
مهنام عبادی
1,565,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات
332
شابک
9786222192785
تاریخ ورود
1400/05/25
نوبت چاپ
3
سال چاپ
1403
تاریخ تجدید چاپ
14050131
وزن (گرم)
588
قیمت پشت جلد
1,565,000 تومان
کد کالا
106079
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
کتاب قیام سرخ نخستین جلد از مجموعهی قیام سرخ است که به قلم پیرس براون به نگارش درآمده و با ترجمهی مهنام عبادی از سوی انتشارات باژ به چاپ رسیده است.
دارو یک سرخ است، یک انسان در جامعهای طبقهبندیشده که سرخها پستترین و پایینترین نژاد آن به حساب میآیند، افرادی که با رویای ساخت آیندهای بهتر برای بشر و ایجاد زمینهی بقا برای کسانی که در آینده پای بر سطح خواهند گذاشت تلاش میکنند اما در حقیقت آنها انسانهایی نادیده گرفته شدهاند که مورد خیانت قرار گرفتهاند؛ افرادی بیخبر از پهنههای گسترده و گردشگاههایی که برای طبقهی بالادست و حکمران مهیا شده است. دارو در پی عدالت است و با انگیزهی حاصل از عشقی از دست رفته تصمیم میگیرد تا هر طور شده به موسسهی افسانهای نفوذ کند و به این ترتیب در مسیری قرار میگیرد تا بهخاطر رویا و آرمانش و در راستای حفظ جانش با بهترین و وحشیترین افراد طبقهی حاکم به رقابت بپردازد.
بخشی از کتاب
با وجود اینکه تنها هستم اما میدانم به زودی دیگران را پیدا خواهم کرد. آنها میخواهند در حال حاضر در حس گناه غوطهور شوم. میخواهند که تنها و سوگوار باشم تا وقتی دیگران را، برندگان را، پیدا میکنم، احساس آسایش کنم. قتل ما را به هم پیوند میدهد و همراهی برندگان را به عنوان راهحلی برای کنار زدن احساس گناهم خواهم دید. همکلاسیهایم را دوست ندارم اما خیال خواهم کرد که دوستشان دارم. از آنها آسودگی خاطر طلب خواهم کرد تا به من اطمینان دهند شرور نیستم. آنها هم همین را خواهند خواست. قرار است به این صورت به شکل خانوادهای درآییم؛ خانوادهای با رازهایی بی رحمانه.
حدسم درست است.
تونل مرا به سوی دیگران هدایت میکند. اول از همه، روک شاعر را میبینم. از پشت سرش خون جاری است. خون آرنج راستش را پوشانده. فکر نمیکردم توانایی کشتن داشته باشد. خون چه کسی بر دستان او است؟ چشمانش از شدت گریه سرخ شده است. بعد آنتونیا را پیدا میکنیم. مثل ما برهنه است؛ همانند قایقی طلایی حرکت میکند، ساکت و تنها پیش میرود. هر جا پا میگذارد، ردی سرخ بر جای میگذارد.
از رو به رو شدن با کسیوس وحشت دارم. امیدوارم مرده باشد چرا که از او میترسم. مرا به یاد دنسر میاندازد، خوشقیافه و خندان است با این حال اژدهایی در وجودش آرمیده. گرچه به این دلیل از او نمیترسم. از او میترسم زیرا دلیلی برای نفرت از من دارد؛ برای اینکه بخواهد مرا بکشد، دلیلی دارد. در زندگیام هیچ کس چنین انگیزهای نداشته است. هرگز کسی از من متنفر نبوده است. اگر کسیوس حقیقت را بفهمد، از من متنفر خواهد شد. همان لحظه متوجه قضیه میشوم. چطور امکان دارد گروه با چنین اسراری سرپا بماند؟ ممکن نیست. کسیوس خواهد فهمید که شخصی از همین گروه برادرش را کشته است. دیگران هم دوستانشان را از دست دادهاند، بنابراین گروه خودش را میبلعد. حکومت عمدا چنین شیوهای را پیش گرفته؛ میخواهد هرج و مرج به پا شود. دومین آزمونمان همین خواهد بود: جنگ داخلی.
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط