دسته بندی : داستان نوجوان

سریر شیشه ای 6 (بخش دوم:برج سپیده دم)

(داستان های نوجوانان آمریکایی،قرن 21م،مناسب بالای 17سال،بازبینی:نازنین نخعی)
نویسنده: سارا جی.ماس
661,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 354
شابک 9786222191023
تاریخ ورود 1400/12/07
نوبت چاپ 2
سال چاپ 1403
تاریخ تجدید چاپ 14050126
وزن (گرم) 333
قیمت پشت جلد 661,000 تومان
کد کالا 111381
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
کتاب سریر شیشه‌ای 6 (برج سپیده دوم 2)، اثر سارا جی. ماس است با ترجمه‌ی افشین اردشیری و چاپ انتشارات باژ. کتاب پیش رو که به قلم سارا جی. ماس به رشته‌ی تحریر درآمده است، داستان جذاب و ماجراجویانه‌ای را روایت می‌کند. این اثر که بخش دوم از جلد ششم سریر شیشه‌ای است داستان زندگی تهدیدآمیز ایرن است که کسی در حال تعقیب او است و قصد کشتن او را دارد و یا شاید به فکر بلاهای وحشتناک‌تر از این هست. کیال به فکر نجات ایرن است تا از این مخمصه رها شود. کیال و کاشین مدام نگران حال ایرن هستند و برای احساس امنیت او حاضر به انجام هرکاری هستند...
بخشی از کتاب
نسرین فکر کرد بستن چشم‌هایش در برابر مردمی که جمع شده بودند و فرودشان را تماشا می‌کردند، ابدا باعث جلب نظر یا تحسین‌شان نمی‌شود، اما... با یک دست قاش زین را چسبید و با دست دیگر زانوی شاهزاده را گرفت که محکم به پهلوی رانش فشار می‌آورد و او را نگاه داشته بود. آن‌قدر محکم فشار می‌داد که زانوی شاهزاده کبود شود! اما شاهزاده فقط خندید و گفت: «خب، پس کماندار مشهور ما یه نقطه ضعف داره!» نسرین پاسخ داد: «منم خیلی زود نقطه ضعف تو رو پیدا می‌کنم!» این باعث شد سرتاک خنده‌ی آرام دیگری تحویلش دهد. خوشبختانه راک فرودی نسبتا نرم بر سنگ سیاه و صیقلی صخره‌ی تقریبا بالکن مانند داشت. کسانی که اطراف ایستاده بودند، خودشان را در برابر باد بال‌های کدارا جمع کردند. بعد همه ایستادند و نسرین را تماشا کردند که پشتش را راست کرد و چنگال مرگش را از دور قاش زین و زانوی شاهزاده باز کرد و داخل دهلیز عظیم با ستون‌های سنگی و چوب‌های رنگ‌شده را دید زد. نور آتشدانی که داخل دهلیز می‌سوخت پرتویی طلایی به رنگ‌های سبز و قرمز بر فرش‌هایی ضخیم و خیره‌کننده می‌پاشید که سطح بیشتر محوطه‌ی تالار سنگی را پوشانده بود و تنها فضای بدون فرش شامل میزی گرد و شاهنشینی کوچک در دیوار انتهایش بود. همچنین در انتهای تالار سنگی راهرویی با مشعل‌های روی دیوار قرار داشت که به داخل کوه می‌رفت و دو سمتش پر از درهای چوبی بود. اما در مرکز تالار کوهستانی چاله‌ی آتش قرار داشت. چاله‌ای گرد و عمیق و عریض حفر شده در سنگ که اطرافش مانند تالار نمایش یا گودهای مبارزه پله‌های سنگی کنده‌کاری‌شده بود. تالار نمایشی که اجراکننده‌اش آتش بود. نه سکوی نمایش. چاله‌ی آتش! مکانی حقیقتا برازنده‌ی شاهزاده‌ی بال‌دار!
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است