دسته بندی : زندگینامه

روح یک پروانه

(سرگذشتنامه محمد علی کلی،مسلمان سیاه پوست)
ناموجود
مشخصات
تعداد صفحات 136
شابک 9789645948441
تاریخ ورود 1396/04/18
نوبت چاپ 5
سال چاپ 1403
وزن (گرم) 145
قیمت پشت جلد 175,000 تومان
کد کالا 58725
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
مهم‌ترین قدرت محمد علی چه بود: مشت‌های آهنین، یا روح لطیف؟ در کتاب روح یک پروانه، محمد علی با کمک دخترش هانا یاسمین علی، سرگذشت خود را قبل از شروع بوکس تا روزهای پایانی عمرش روایت می‌کند. اگر از شما بپرسند قدرتمندترین فرد دنیا چه کسی است، چه می‌گویید؟ جواب دادن به این سؤال در صد سال پیش کار سختی نبود. مردم در گذشته لیستی از پادشاهان، وزیرها و فرماندهان جنگی داشتند که با یک اشاره می‌توانستند شهری را ویران کنند اما تعریف قدرت در دنیای امروز به این آسانی نیست. حتما شما هم خواننده‌ای را می‌شناسید که با اشتراک‌گذاری یک پست در فضای مجازی رای میلیون‌ها نفر را تغییر می‌دهد، یا بازیگری که با حضور در تبلیغی تلویزیونی، یک صنعت را دگرگون می‌کند. «روح یک پروانه» هم درباره قدرتی از جنس مردم است، درباره مردی که قلب میلیون‌ها نفر را در دست داشت: محمد علی. از محمد علی به عنوان چهره ورزشی قرن نام برده می‌شود و با اینکه او سال‌ها پیش از بوکس حرفه‌ای کناره گرفت، کمتر کسی را می‌توان پیدا کرد که او را نشناسد. او حتی از بعد بازنشستگی یک شخصیت اثرگذار جهانی بود و طرفداران بسیاری در سرتاسر دنیا از جمله ایران داشت. محمد علی جادویی داشت که در قلب انسان‌ها می‌نشست و آن چیزی جز روح مهربان و خیرخواهش نبود. این کتاب برای ما داستان محمد علی را تعریف می‌کند و آماده است تا به تمام سؤالات ما از دلیلی که محمد علی را به سمت بوکس سوق داد گرفته تا دلایل گرایش او به اسلام و آنچه بعد از مسلمان شدن تجربه کرد پاسخ دهد. همین‌طور به گوشه‌ای از فعالیت‌های سیاسی‌اش برای دفاع از حقوق سیاه‌پوستان اشاره می‌کند، توضیح می‌دهد چرا از شرکت در جنگ ویتنام خودداری کرد و اینکه چه تلاش‌هایی برای تبدیل دنیا به جایی بهتر انجام داد. محمد علی در پایان کتاب از ابتلایش به پارکینسون سخن می‌گوید و از سفر معنوی و درونی‌اش که حتی در طول بیماری هم ادامه داشت..
بخشی از کتاب
من هرگز فقط و فقط برای خودم وارد رینگ نشدم. می‌دانستم که مردم سراسر دنیا نگاهم می‌کنند. می‌دانستم که مردی قوی را می‌بینند که بعد از تحمل سختی‌ها و مشکلات، آن‌ها را فراموش نکرد. فراموش نکرد که از کجا آمده است و شاید آن‌ها با دیدن من، خود را بشناسند. می‌دانستم که جنگم، جنگی معنوی است؛ جنگی که روح و جان انسان‌ها را متعالی می‌کند، نه جنگی که جان مردم را می‌گیرد. وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، فقط دستاوردهایم را می‌بینم و بهایی که پرداختم درمقابل چیزی که به دست آوردم، هیچ بود. عنوان قهرمانی را از دست دادم، سه سال و نیم از بهترین دوران مبارزه‌ام را از دست دادم. امنیت مالی و حمایت عمومی را از دست دادم اما با دست کشیدن از تمام این‌ها، چیزی بزرگ‌تر به دست آوردم. عنوانی که هیچکس و هیچ حکومتی نمی‌توانست از من بگیرد. من قهرمان مردم بودم. من هرگز فقط و فقط برای خودم وارد رینگ نشدم. می‌دانستم که مردم سراسر دنیا نگاهم می‌کنند. می‌دانستم که مردی قوی را می‌بینند که بعد از تحمل سختی‌ها و مشکلات، آن‌ها را فراموش نکرد. فراموش نکرد که از کجا آمده است و شاید آن‌ها با دیدن من، خود را بشناسند. می‌دانستم که جنگم، جنگی معنوی است؛ جنگی که روح و جان انسان‌ها را متعالی می‌کند، نه جنگی که جان مردم را می‌گیرد. وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، فقط دستاوردهایم را می‌بینم و بهایی که پرداختم درمقابل چیزی که به دست آوردم، هیچ بود. عنوان قهرمانی را از دست دادم، سه سال و نیم از بهترین دوران مبارزه‌ام را از دست دادم. امنیت مالی و حمایت عمومی را از دست دادم اما با دست کشیدن از تمام این‌ها، چیزی بزرگ‌تر به دست آوردم. عنوانی که هیچکس و هیچ حکومتی نمی‌توانست از من بگیرد. من قهرمان مردم بودم.
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است