تابان،برج استخوان (کتاب بوف)
(داستان های فارسی،قرن 14)
نویسنده:
شیوا مقانلو
590,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات
352
شابک
9786003678040
تاریخ ورود
1401/04/06
نوبت چاپ
2
سال چاپ
1403
تاریخ تجدید چاپ
14050701
وزن (گرم)
325
قیمت پشت جلد
590,000 تومان
کد کالا
114530
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
رمان معمائی-ماجرایی «تابان، برج استخوان» مخاطبش را به سفری رازآلود میبرد. سفری که در آن، بازشدن هر گره گرهی جدید بهدنبال دارد؛ و هیچکس و هیچچیز آنچه مینماید نیست.
رمان «تابان، برج استخوان» از آن دسته رمانهایی است که خواننده قرار نیست برای خواندن آن متحمل رنج شود. یعنی بهقصد لذتبردن خواننده از یک رمان نوشته شده است. شاید این موضوع پیشپاافتاده بهنظر برسد اما بسیار اهمیت دارد. درعینحال بهشعور خواننده هم احترام میگذارد و سعی میکند لذتی که با خواندن سطور قرار است ببرد، لذتی سطحی نباشد.
رمان تابان، برج استخوان همان نگاه و مسیری را دنبال میکند که رمان قبلی یا اسرار عمارت تابان؛ یعنی معرفی و نمایش بخشهایی مهم اما شاید کمتر بهچشمآمده از فرهنگ و تاریخ و جغرافیای کشور ایران، در قالب یک داستان معمایی و حادثهای و پررمزوراز. تمام مکانهای باستانی و تاریخیای که در این کتاب به آنها اشاره شده واقعیت دارند، اما طبیعتا شخصیتها و وقایع تخیلی و زادهی ذهن نویسنده هستند.
خانم دکتر تابان رودکی، باستانشناس معروف و موفق، از طرف دوست قدیمی خود، شادی، به یزد دعوت میشود تا درمورد مرگ مشکوک پسرخالهی جوان او تحقیق کند، چون شادی باور ندارد که مرگ کاوه از سوءمصرف مواد باشد. تابان با پذیرفتن خواهش دوستش، وارد مارپیچی از اسرار پنهانی و رازهای سربهمهر مخوف میشود که همگی در وقایع تاریخی و باستانی این منطقه ریشه دارند. بهرغم هوش و دانش باستانشناسی و معماری تابان، کشف این اسرار کار راحتی نیست و او را دچار مخاطراتی میکند؛ بهخصوص که باید با عشق قدیمی خود نیز که اینک زندگی دیگری دارد، روبهرو شود. آیا تابان میتواند لایههای خاک فراموشی و دروغ و عشق را کنار بزند و خودش و دیگران را با حقیقت محض و هولناک روبرو کند؟
بخشی از کتاب
اما بهنظر تابان یکی از مهمترین بخشهای زندگی هر فرد، اینستاگرام او بود، بهخصوص بخش پیامهای خصوصی و دایرکتهایش، یعنی جهانی بهشدت پنهانی و به همان شدت موثق از بطن و واقعیت آدمها؛ نشان دهندهی نیمهی تاریک وجود، نیمهی بازیگوش یا گناهکار یا بدجنس افراد. دایرکت جایی بود که هر آدمی با اطمینان از امن و امین بودن فرد مقابلش، یا با اطمینان از اینکه فرد مقابلش او را نمیشناسد و هرگز نمیفهمد پیغام از طرف چه کسی آمده، نقاب فرهنگ و تمدن و ترس و ریا را میافکند و روحش را عریان میکرد؛ جایی که هَک و دزدیده شدن پیامهای ردوبدلشدهاش میتوانست ترسناکتر از زدن دزد واقعی به منزل واقعی آدمها باشد.
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط