کیست چیست کجاست (چارلی چاپلین کیست)
(سرگذشتامه بازیگران سینما ایالات متحده،کمدین ها،ادبیات کودکان و نوجوانان)
نویسنده:
پاتریشیا برنان دموت
مترجم:
محمود مزینانی
279,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات
80
شابک
9786222442644
تاریخ ورود
1401/12/16
نوبت چاپ
1
سال چاپ
1401
تاریخ تجدید چاپ
14050625
وزن (گرم)
85
قیمت پشت جلد
279,000 تومان
کد کالا
121015
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
کتاب چارلی چاپلین کیست (کیست چیست کجاست)، اثر پاتریشیا برنان دیموت است با ترجمهی محمود مزینانی و چاپ انتشارات پیدایش.
مجموعهی «کیست، چیست، کجاست» با روایت قصههایی جالب مخاطب را به پاسخ سوالات بسیاری پیرامون موضوعی که به آن اختصاص یافته، میرساند. در این جلد از مجموعه کیست، چیست، کجاست دربارهی چارلی چاپلین میخوانیم؛ او یکی از پیشگامان سینما بود که توانست دنیایی را بخنداند. چارلی شخصیت سینمایی «ولگرد کوچک» نام داشت. او تمام دوران کودکیاش را در لندن همراه با فقر و اندوه گذرانده بود، اما با این وجود توانست لبخند را به لب مردم دنیا بیاورد. چاپلین خودش یک تنه هم داستان فیلمهایش را مینوشت و هم در نقش شخصیت اول آنها بازی و هم کارگردانی میکرد. چارلی چاپلین گرانترین و معروفترین هنرپیشهی دنیا بود که تمام کارهایش را بیآنکه روی پرده کلمهای حرف بزند انجام میداد. با مطالعهی این اثر با زندگی او بیشتر آشنا خواهید شد.
بخشی از کتاب
دسامبر سال 1913 چارلی برای اولین بار به استودیوی کیستون پا گذاشت. کیستون که تازه یک سال از تاسیس آن میگذاشت، یکی از چندین استودیوی فیلمسازی کوچکی بود که مثل قارچ در کالیفرنیای آفتابی از زمین سر در میآوردند. پرفروشترین فیلمهای این استودیو «پاسبان های کیستون» بود؛ مجموعهای دربارهی گروهی پلیس ناشی که درگیر تعقیب و گریزهای شلوغ و پرماجرا میشدند. در تمام این فیلمها گروه ثابتی از هنرپیشهها بازی میکردند.
محل این استودیو در هشت کیلومتری حومهی لس آنجلس بود. از نظر چارلی آنجا بیشتر شبیه یک انباری گنده و شلوغ بود. مزارع قدیمی، آلونکهای چوبی و مغازهها نزدیک کاکتوسها و کشتزارهای ترخون کنار هم چیده بودند. بازیگرانی که در استودیو این ور و آن ور میرفتند بیشتر شبیه یک مشت کارگر گردن کلفت بودند. چارلی با دیدن این منظره از همان راهی که آمده بود، یکراست به هتلش بازگشت.
سه روز طول کشید تا خودش را راضی کند که دوباره به کیستون بازگردد. در داخل استودیو همزمان سه یا چهار فیلم در حال فیلمبرداری بود. دکورها چسبیده به هم بودند. امکان داشت یکی از دکورها، یک اتاق نشیمن باشد، دیگری یک زندان و سومی یک زمین اسکیت. چارلی از دیدن این منظره مات و مبهوت شد.
سر و صداهای گوشخراش همه جای استودیو پیچیده بود. نجارها برای ساخت دکورهای جدید تختهها را اره میکردند و میخ میکوبیدند. صدای تلق تلق دوربینها بلند بود. کارگردانها فریادزنان به این و آن دستور میدادند. البته این همه سر و صدا هیچ اهمیتی نداشت: چون آن فیلمها صدا نداشتند.
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط