دسته بندی : روانشناسی

تئاتر بدن:رویکرد روانکاوانه به بیماری های روان تنی (دفترهای روانکاوی 3)

(اختلالات جسمی نمود)
نویسنده: جویس مک دوگال
مترجم: ترمه خسروی
ناموجود
مشخصات
تعداد صفحات 256
شابک 9786222018351
تاریخ ورود 1399/02/20
نوبت چاپ 6
سال چاپ 1403
تاریخ تجدید چاپ 14031002
وزن (گرم) 286
قیمت پشت جلد 260,000 تومان
کد کالا 90078
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
داستان ما به‌طور خلاصه از این قرار است: ... ترجیح دادیم که همیشه بخشی از خودمان را به قتل برسانیم. همیشه پنهانش داشتیم. درحالی‌که حتی خودمان هم نفهمیدیم که داریم چیزی را پنهان می‌کنیم: زیستن در خودفریبی در تسخیر ناهوشیاری. به هزارویک ترفند ناهوشیار از خودمان در برابر خودمان! محافظت کردیم، غافل از اینکه در این قایم باشک او قوی‌تر بود. در رویاهایمان سر بر می‌آورد. هر لحظه به‌شکل اضطراب به ما دهن کجی می‌کرد. هر چه به او گفتیم برو گمشو، اثر نکرد. تااینکه دیگر طاقتمان طاق شد. عمری گذشت اما باز این اضطراب لعنتی ولمان نکرد. هرچه خواستیم فرار کنیم، یکجایی خفتمان کرد. بالاخره حاضر شدیم تا ببینیم که آن مرد سیگاری ریش بلند وینی ( عمو زیگی) چه می‌گوید! نویسنده‌ی کتاب تئاتر بدن، لابه‌لای دیالوگ‌های خودش با بیماران در جلسات روانکاوی به جسمانی‌سازی هیجانات و تعارضات می‌پردازد. او نمونه‌هایی را بیان می‌کند که در شروع درمان از دردهای متعدد فیزیکی رنج می‌بردند و در طول دوره‌ی روانکاوی با حل‌شدن تعارضات و پردازش اصیل هیجانات، به‌تدریج بیماری‌های جسمانی‌شان بهبود یافت. مطالعه‌ی این کتاب برای علاقه‌مندان به روان‌کاوی یک لذت هوشیاری‌افزاست و برای روانکاوان و دانشجویان روان‌درمانی یک ضرورت. براساس شواهد پژوهشی جدید درمان‌های تحلیلی-پویشی، درمان انتخابی برای مشکلات روان‌تنی و بیماران جسمانی‌ساز است. شاید با مطالعه این کتاب ما هم یکی از آن کهیرها در خودمان پیدا کنیم.
بخشی از کتاب
حال که او توانسته بود در قالب کلمات، فانتزی خود را مبنی بر اینکه کولیت اولسراتیو نوعی تنبیه به ازای آرزوهای جنسی‌اش است بیان دارد، به او نشان دادم در اعماق وجودش جایی این باور را پیدا کرده که هیچ حقی برای لذت ‌بردن در یک رابطه عشقی ندارد. او با این گفته من موافقت کرد و سپس اضافه کرد که رابطه جدید مزبور یکی از عالیترین کشفیات زندگی‌اش بوده است. او هرگز در دوران کودکی و بزرگسالی‌اش احساس نکرده بود که می‌تواند چشم انتظار چنین رابطه‌ای باشد. او می‌اندیشید که اگر عشق و لذت جنسی هم وجود داشته باشد برای او نیست. آنگاه خانم الف نکته‌ای در مورد ارتباط نزدیکش با مادرش برایم تعریف کرد. او تصویری بسیار ایدئال‌سازی شده‌ای را برایم ترسیم کرد که در آن جزئیاتی که اشاره به احساسات بسیار منفی داشتند به نظر کاملا از خودآگاه او جدا شده بود. برایم آشکار شد که او بسیاری از خصوصیات مادرش را در دخترش سرمایه‌گذاری کرده است و افزون بر این برای دخترش نیز نقشی مادرانه قائل است. این واقعیت که دختر او به محض ترک کردن خانه باردار شده بود، ممکن است خود پوششی بوده باشد برای پنهان‌سازی آنچه من ناتوانی عمیق او در جدا شدن از مادرش فرض کرده بودم، احتمالا دختر او حتی این را نیز درنیافته بود که او و مادرش یک نفر نیستند. هنگامی که تصویر ذهنی خانم الف از زوجی که از خود و دخترش ساخته بود ناگهان پررنگ شد، انگار حفره‌ای در تصویر ناخودآگاهش ایجاد شده بود. او که نمی‌توانست احساسات ناشی از این مسئله را تحمل کرده یا حتی تشخیص دهد، در کمال استیصال به فعالیت تجاری پناه برده بود و هم‌زمان خون‌ریزی شدیدی سراغش آمده که تقریبا نزدیک بود جانش را بگیرد. اما ذهنش هیچ چیزی از این موضوع نمی‌دانست، تنها بدنش بود که از ناچاری فریاد می‌زد.
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است