آقاجان سلام (برای آشنایی کودکان با امام زمان (عج))

(محمدبن حسن(عج) امام دوازدهم،255ق،انتظار مهدویت،مناسب بالای 8 سال،گروه سنی:ج،تصویرگر:مهشید رجایی)
200,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 96
شابک 9789642028566
تاریخ ورود 1401/12/16
نوبت چاپ 9
سال چاپ 1404
تاریخ تجدید چاپ 14041129
وزن (گرم) 152
قیمت پشت جلد 200,000 تومان
کد کالا 120979
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
کتاب آقاجان سلام!، برای آشنایی کودکان با امام زمان علیه‌السلام، اثر غلامرضا حیدری ابهری است با تصویرگری مهشید رجایی و چاپ انتشارات جمال. این مجموعه با هدف آشنایی کودکان با امام زمان (عج) در قالب پرسش و پاسخ با خود آن بزرگوار به رشته‌ی تحریر درآمده است. در این اثر کودکان به پاسخ پرسش‌های بسیاری پیرامون این حضرت از جمله اینکه: امام زمان در چه روزی و در چه شهری به دنیا آمده‌اند؟، مادر ایشان چه کسی بودند؟، ایشان در چند سالگی به امامت رسیده‌اند؟، چرا به ایشان صاحب‌الزمان می‌گویند؟، نام ایشان هنگام تولد چه بوده؟ و... دست می‌یابند. کتاب پیش رو حاوی 72 پرسش و پاسخ است که با ادبیاتی ساده و قابل‌فهم در اختیار کودکان قرار گرفته است.
بخشی از کتاب
آقاجان! آیا احتمال دارد که اصلا ظهور نکنید؟ نه، من بالاخره یک روز ظهور می‌کنم. دیر و زود دارد؛ اما سوخت و سوز ندارد. من سرانجام روزی می‌آیم و به کمک سربازانم، جهان را از چنگ ستمگران درمی‌آورم و مردم دنیا را از دست ظالمان نجات می‌دهم. جدم پیامبر (ع) فرمود: «حتی اگر یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد، خدا آن روز را آن قدر طولانی می‌سازد که مردی از فرزندان من بیاید و جهان پر از ظلم و ستم را پر از عدل و داد کند.» من خودم هم در ساعات نخست پس از تولدم به خدا گفتم: «خدایا! زمین را به وسیله‌ی من پر از عدل و داد ساز.» نگران نباشید. ظهور من حتمی است؛ چرا که خواست خدای بزرگ و تواناست. شک نکنید. من ظهور خواهم کرد و شرق و غرب جهان را به زیر فرمان خود خواهم آورد. تردیدی به دل راه ندهید. من خواهم آمد و در سایه‌ی حکومت من، «خداپرستی» جهان را فرا خواهد گرفت؛ به گونه‌ای که همگان «لااله الا الله» گفته و خدای یکتا را خواهند ستود. آقاجان! آیا امامان پیشین نیز می‌دانستند که شما روزی قیام خواهید کرد و جهان را پر از عدل و داد خواهید ساخت؟ آری. آنان نیز مانند جدم پیامبر (ص) از ماجرای ظهور و قیام من باخبر بودند و در این باره با مردم سخن می‌گفتند و به پرسش‌های آنان پاسخ می‌دادند. به عنوان مثال یک روز مردی نزد امام علی (ع) آمد و گفت: «ای امیرالمومنان! از مهدی‌تان مقداری برای من توضیح بدهید.» امام علی (ع) هم ویژگی‌های مرا برای آن مرد برشمرد و در پایان هم به سینه‌ی خود اشاره کرد و فرمود: «آه! که چه قدر دوست دارم ببینمش.» آن عزیزان گاهی هم خدا را صدا می‌زدند و با سوز دل برای پیروزی من دعا می‌کردند؛ مثل امام صادق (ع) که یک روز پس از نماز ظهر دست به دعا برداشت و به خدا گفت: «خدایا! در ظهور مهدی شتاب کن و او را بر دشمنانش پیروز ساز و او را یاری فرما. ای مهربان‌ترین مهربانان!»
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است