کیست چیست کجاست (دیوید بکهم کیست)
(ادبیات کودکان و نوجوانان،دیوید بکهام،1975م،سرگذشتنامه فوتبالیست های انگلستان)
نویسنده:
الن لابرک
مترجم:
محمود مزینانی
119,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات
64
شابک
9786222442019
تاریخ ورود
1401/12/17
نوبت چاپ
1
سال چاپ
1401
تاریخ تجدید چاپ
14041112
وزن (گرم)
69
قیمت پشت جلد
119,000 تومان
کد کالا
120966
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
کتاب دیوید بکهم کیست (کیست چیست کجاست)، اثر الن لابر کیو است با ترجمهی محمود مزینانی و چاپ انتشارات پیدایش.
مجموعهی «کیست، چیست، کجاست» با روایت قصههایی جالب مخاطب را به پاسخ سوالات بسیاری پیرامون موضوعی که به آن اختصاص یافته، میرساند. در این جلد از مجموعهی کیست، چیست، کجاست با «دیوید بکهم» یکی از بهترین و معروفترین بازیکنان تاریخ فوتبال و گاهشمار زندگی او آشنا خواهید شد.
دیوید در کودکی به همراه پدرش با هیجان بسیار به تماشای فوتبال میرفت. او فوتبال را بیشتر از هرچیز دیگری در دنیا دوست داشت و همیشه آرزوی فوتبالیست شدن را در سر میپروراند. از این رو برای بازی در منچستر یونایتد بسیار تلاش میکرد. در نهایت او یازده فصل برای منچستر یونایتد، چهار فصل برای رئال مادرید اسپانیا و شش فصل برای لس آنجلس گلکسی کالیفرنیا و یک فصل هم برای پاری سن ژرمن فرانسه بازی کرد. همچنین چهارده سال هم در تیم ملی انگلستان توپ زد.
بخشی از کتاب
دیوید شش سال در رورز بازی کرد. حتی پدرش به عنوان یکی از دستیاران مربی این تیم انتخاب شد. مربیان رورز را مثل یک تیم حرفهای اداره میکردند. در بازیهای بیرون از خانه، تمام بچهها باید کت و کراوات میپوشیدند. در آغاز هر مسابقه کف کفشهایشان باید کاملا تمیز میبود.
بیشتر بچهها خوششان نمیآمد که مجبور بودند. اینقدر حواسشان به آراستگی سر و وضعشان باشد اما دیوید اینطور نبود.
پدر دیوید میگوید: «از همان ابتدا ما سعی داشتیم تا حد ممکن شروعی حرفهای داشته باشیم و من اطمینان دارم که مزد این کار را هم گرفتهایم. در مورد دیوید که قطعا همینطور است. این نکته به او نشان داد که آمادهسازی مناسب چقدر اهمیت دارد.»
هروقت دیوید بازی داشت، پدرش به او سخت میگرفت. اگر فکر میکرد که در یک بازی پسرش بد بازی کرده، این را رک و راست به او میگفت.
گاهی که پدر دیوید به او میگفت بازیاش «مزخرف» بوده، او به گریه میافتاد. ولی تد این را هم به پسرش میگفت که دقیقا کجای کارش اشتباه بوده. به این ترتیب دیوید می توانست اشتباههایش را برای بازی بعد اصلاح کند. دیوید درک میکرد که هدف پدرش فقط این است که او هر روز بهتر شود. حتی بعدها دیوید به پدرش میگفت: «میدونی بابا، حق داشتی.»
بعد تد و دیوید با هم به تماشای برنامههای تلویزیون می نشستند که معمولا یک بازی فوتبال دیگر بود.
دیوید ده ساله بود که برای اولین بار به خاطر شرکت در یک اردوی شبانهروزی فوتبال به اسم «آکادمی ورزشی و فوتبال بابی چارلتون» از خانه دور شد. اردوگاه در منچستر بود که حدود چهار ساعت از شهر محل زندگی دیوید فاصله داشت.
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط