بنیاد فلسفه سیاسی در غرب (از هراکلیت تا هابز)

(اروپا،تاریخ علوم سیاسی)
نویسنده: حمید عنایت
225,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 212
شابک 9786222673543
تاریخ ورود 1401/09/23
نوبت چاپ 2
سال چاپ 1402
تاریخ تجدید چاپ 14040221
وزن (گرم) 201
قیمت پشت جلد 225,000 تومان
کد کالا 118421
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
نویسنده‌ی کتاب پیش رو درباره‌ی اثر خود این‌گونه گفته است: این کتاب درسی را برای آگاهاندن دانشجویان علوم سیاسی از مبانی فلسفه‌ی سیاسی در غرب نوشته‌ام و امیدوارم که دنباله‌ی آن را در مجلدی دیگر بیاورم چون در زمینه‌ی عقیده یا فلسفه‌ی سیاسی تاکنون چند کتاب سودمند به پارسی در آمده است. در این کتاب تا جایی که می‌توانسته‌ام از تکرار مطالبی که در آن کتاب‌ها به تفصیل می‌توان یافت پرهیز کرده‌ام و به‌جای آن کوشیده‌ام تا درباره‌ی برخی از نکات و مسائل نظری بیشتر بحث کنم و فقط عقاید هشت تن از متفکران را که به اتفاق صاحب‌نظران استاد و مسأله‌آموز این مطلب تا پایان قرن هفدهم میلادی بوده‌اند پیشنهاد بحث خود کرده‌ام.
بخشی از کتاب
افلاطون هنگامی‌که با سقراط آشنا شد بسیار جوان بود و این آشنایی سرآغاز تحول بزرگی در زندگی او گشت. سقراط با آنکه کتابی ننوشت، از طریق پیروان و شاگردان خود، ازجمله افلاطون، بر شیوۀ تفکر فیلسوفان بعدی یونان و سپس غرب اثری عمیق گذاشت. او سال‌های واپسین عمر خود را به بحث دربارۀ مسائل اخلاقی وقف کرد. هاتف دلف که یونانیان در همۀ کارهای فردی و اجتماعی خود از او پیش‌گویی می‌خواستند گفته بود که سقراط فرزانه‌ترین مرد یونانی است، ولی سقراط مطمئن بود که چنین نیست و بر آن شد که خلاف حکم هاتف را ثابت کند. روشی که او برای این منظور برگزید همان فن جدل بود که هدفش مغلوب کردن مخاطب در محاجه و استدلال است، ولی سقراط از این روش برای رخنه انداختن در معتقدات اخلاقی‌شان بهره می‌گرفت. مثلا از ایشان می‌پرسید که منظورشان از خویشتن‌داری و عدل و انصاف و همانند اینها، که پیوسته در سخنان خود از آنها دم می‌زنند، چیست. مردم طبعا از دادن پاسخ درست و منطقی عاجز می‌ماندند؛ زیرا دشوارترین کارها تعریف مفاهیم ساده و بسیط است. آنگاه سقراط می‌گفت که اگر او فرزانه‌تر از آنان است فقط ازاین‌روست که بر نادانی خود آگاه است و حال آنکه ایشان نیستند، یعنی در جهل مرکب‌اند. اما چارۀ نادانی علم است و آدمی‌ باید، علاوه بر آنکه خطاها و اشتباهات عامه را بر سر مفاهیم اخلاقی کشف کند، از ارزش علم در اخلاق آگاه باشد. علم در اخلاق بدین معنی مهم است که اگر آدمی‌ همین اندازه بداند که حق و راستی چیست به‌خودیِ‌خود در پی آن خواهد رفت و مسئلۀ اخلاقیات در زندگی او حل خواهد شد.
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است