دیگر کسی صدایم نزد

(داستان های فارسی،قرن 14)
نویسنده: امیرحسن چهل تن
195,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 126
شابک 9789643511562
تاریخ ورود 1382/10/24
نوبت چاپ 13
سال چاپ 1404
تاریخ تجدید چاپ 14040812
وزن (گرم) 124
قیمت پشت جلد 195,000 تومان
کد کالا 2263
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
امیرحسن چهل‌تن در نهم مهر ۱۳۳۵ در تهران متولد شده است. در رشته‌ی‌مهندسی برق تحصیل کرده و در بیست‌سالگی نخستین مجموعه‌داستانش، «صیغه» (۱۳۵۵) را منتشر کرده است. آثار دیگر او عبارتند از: مجموعه‌داستان «دخیل بر پنجره فولاد» ۱۳۵۷، رمان «روضه‌ی قاسم» ۱۳۶۲ (خروج از چاپخانه در ۱۳۸۱)، رمان «تالار آئینه» ۱۳۷۰، مجموعه‌داستان «دیگر کسی صدایم نزد» ۱۳۷۱، مجموعه‌داستان «چیزی به فردا نمانده است» ۱۳۷۷، رمان «مهر گیاه» ۱۳۷۷، رمان «تهران شهر بی‌آسمان» ۱۳۸۰، رمان «عشق و بانوی ناتمام» ۱۳۸۱، مجموعه‌داستان «ساعت پنج برای مردن دیر است» ۱۳۸۱ و ششمین رمان او به نام «سپیده‌دم ایرانی» که انتشارات نگاه در سال ۱۳۸۴ منتشر کرد. قدیمى‌ترین داستان این مجموعه «ته شب» در 1354 نوشته شده است. دو سال بعد وقتى نویسنده مجموعه‌ی «دخیل بر پنجره فولاد» را براى چاپ آماده مى‌کرد به‌دلایلى این داستان را در آن نگنجاند اما بعد از این‌همه سال عاقبت نتوانست براى همیشه از چاپش دست بکشد. ترتیب داستان‌ها‌ی کتاب ربطى به تاریخ نگارش آن‌ها ندارد.
بخشی از کتاب
انگار همین دیشب بود که آقا حالش بهم خورده بود. روی پشت بام. گفت «من دارم می‌میرم.» گفتم، «خدا نکند آقا.» گفت:«نه دیگر، خدا کرده است خدادار می‌کند. بسم بود. یک عمر زندگی کردم. هفتاد سال کم نیست. زیارت رفتم. سیاحت کردم. گردش رفتم. همه جور. دیگر بس است.» گفتم «آقا بروم همسایه‌ها را خبر کنم.»؟ گفت «برای چه!؟ تو که هستی، چک و چانه‌ام را ببندی». گفتم «آقا من بعد از شما تنها می‌مانم.» گفت «گریه نکن مشدی. عوضش خدا را داری». گفتم، «آقا من اگر بمیرم، چه کسی چک و چانه‌ام را می‌بندد؟» آنوقت دیگر چیزی نگفت. یعنی چیزی نداشت که بگوید. گفتم «آقا نمی‌خواهم نمک به‌حرامی بکنم. من یک عمر زیر سایه شما بودم. اگر گذاشته بودید، من و بتول هم آنسال با شما بیائیم کربلا، حالا دیگر اینقدر غریب نبودیم بنا بود یک بچه سید عرب به‌فرزندی قبول کنیم، تا دمِ مردن یکی باشد که یک قاشق آب تربت بریزد حلقمان.»
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است