علم (کاوشی در محتوا)

(جنبه های اجتماعی علوم)
نویسنده: استیو وولگار
180,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 208
شابک 9786220603917
تاریخ ورود 1400/10/27
نوبت چاپ 1
سال چاپ 1400
تاریخ تجدید چاپ 14041014
وزن (گرم) 241
قیمت پشت جلد 180,000 تومان
کد کالا 110224
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
کتاب حاضر مطالعه‌ای است اجتماعی بر مفهوم علم که با درنظر گرفتن بافت و زمینه اجتماعی آن مشابه با دیگر فعالیت‌های اجتماعی و نقد برخی فرضیه‌های رایج کلیدی درباره‌ی آن، درکمان را نسبت به علم تغییر داده و به فهم چگونگی عملکرد علم و تفکر علمی منجر می‌شود. این کتاب شامل دیدگاهی درباره‌ی علم است که در آن عناصر اندکی برای متمایزسازی علم از دیگر فعالیت‌های اجتماعی وجود دارد و در حقیقت در آن علم به‌مثابه مفهومی اجتماعی مورد مطالعه قرار می‌گیرد. مطالعات جامعه‌شناختیِ معرفت و علم همواره با این نگرش درگیر بوده است که علم نمایانگر معرفت «عینی» و «محض» است، و در حالت آرمانی، درآمیخته با عوامل «اجتماعی»ای نیست که آن را از هدف اصلی‌اش ــ کشف ماهیت «حقیقی» جهان ــ منحرف می‌سازند. کتاب وولگار، در برابر این ایده، به معرفی و بسط انتقادی رهیافت جدیدی می‌پردازد که به «مطالعات اجتماعی علم» معروف شده است: رهیافتی که بافت و زمینه‌ی اجتماعی علم را اساسا مشابه با دیگر فعالیت‌های اجتماعی در نظر می‌گیرد و، درنهایت، با مسائلی دیرپا درباره‌ی جایگاه جامعه‌شناسی، و معضلات مرتبط با عینیت (ابژکتیویته) و ذهنیت (سوبژکتیویته) پیوند می‌یابد. مطالعه‌ی اجتماعی علم در نظر دارد تغییری ریشه‌ای در فهم‌مان از علم ایجاد کند، شاید گونه‌ای انقلاب پَساکوهنی؛ انقلابی که تأثیر بسزایی در نحوه‌ی فهم ما از علم، پرکتیس (روال عمل)، و نهاد آن داشته است. علم؛ کاوشی در محتوا برای پژوهشگران هر حوزه‌ای -علوم اجتماعی یا طبیعی- و نیز برای هر فردی که اندک علاقه‌ای به فهم چگونگی عملکرد علم و تفکر علمی دارد جذاب و خواندنی است.
بخشی از کتاب
راه دیگر پرداختن به گفتمان علمی عبارت است از: تعبیر کردن عمل «تبیین» (توصیف، گزارش و غیره) برحسب روابط بین انواع مختلف گزاره‌های تولید‌شده از سوی دانشمندان و اشیائی که تبیین می‌شوند. اگر یک گزاره منفرد صرفا به یک عنصر واحد از جهان پیوند یابد، می‌توان گفت که مطلب کمی (یا هیچ چیز) تبیین شده است. اگر، برعکس، یک گزاره واحد با عناصر متعدد مختلفی از جهان پیوند یابد، آن‌گاه شاید از این سخن بگوییم که تبیینی دارد صورت می‌گیرد. این امر به‌طور مستقیم به ایده قدرت در تبیین‌ها می‌انجامد. هرچه تعداد عناصر جهان، که می‌توانند با یک مولفه واحد تبیینی کنترل شوند، بیشتر باشند، گفته می‌شود که این تبیین قدرتمندتر است. همان‌طور که لاتور متذکر می‌شود، اهمیت و دلالت این نکته به اعتبار خط مشی‌های سیاسی تبیین است. قدرت در این‌جا مشابه کنترل سیاسی است؛ یک گزاره واحد به‌طور یک جا مابازای چیزهای زیاد دیگری است، یا آن‌ها را بازنمایی می‌کند (نوعی نمایندگی از جانب آن‌ها). عناصر تبییین‌شده به‌نحو موثری در مقایسه با نمایندگان ( منتخب؟) جنبه فرعی دارند، یا قابل‌چشم‌پوشی هستند. اما نکته این نیست که گفتمان علمی به واسطه شهوت قدرت سیاسی برانگیخته می‌شود؛ بلکه نکته صرفا این است که قدرت تبیین تلاشی است برای مدیریت و مهارکردن یک مسئله عملی. هدف عبارت است از یک جا عمل کردن بر تعداد بسیار زیادی عناصر در جهان، ولو این‌که یکی‌شان از حیث فیزیکی در همان‌جایی نباشد که این عناصر حاضرند. بنابراین، مسئله عملی این است که چگونه به روی این عناصر در فاصله‌ای [دور] از آن‌ها عمل کنیم. ایده‌ی «عمل/کنش از راه دور» برخی از ایده‌های اولیه‌مان را درخصوص روابط و مناسباتی که متن بین مشاهده‌گر، مشاهده و شیء مشاهده شده تثبیت می‌کند طنین می‌افکند.
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است