اربعین عاشقی

(داستان های فارسی،قرن 14)
نویسنده: نجمه جوادی
300,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 248
شابک 97896429339
تاریخ ورود 1400/09/27
نوبت چاپ 2
سال چاپ 1404
تاریخ تجدید چاپ 14040525
وزن (گرم) 232
قیمت پشت جلد 300,000 تومان
کد کالا 109354
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
در این کتاب، نویسنده تلاش کرده با روایت داستانی دل‌نشین، جلوه‌هایی از پیاده‌روی اربعین را به تصویر بکشد؛ سفری که نه‌فقط قدم‌ها، بلکه دل‌ها را به هم نزدیک می‌کند و یکی از باشکوه‌ترین نمادهای همبستگی شیعیان جهان را با زبانی ساده روایت می‌کند.
بخشی از کتاب
جمعیت عزاداران آرام‌آرام از راه می‌رسند. موج آدم‌ها بیشتر می‌شود و صدای نوحه‌ها در هوا می‌پیچد. مادربزرگ، وقتی تابلوی «به کربلا خوش آمدید» را می‌بیند، بی‌درنگ از ویلچر بلند می‌شود. با صدایی محکم اما مهربان می‌گوید: نذر کردم تا حرم پیاده برم. تو چیزی نمی‌گویی، فقط همراهش قدم‌به‌قدم راه می‌افتی. هرچند از بقیه عقب می‌مانید، اما دل‌تان جلوتر از همه‌ست. نزدیک غروب، به موکبی می‌رسید که میعاد نشانتان داده بود. هنوز صد عمود تا حرم مانده. قرار می‌گذارید امشب را استراحت کنید و فردا، روز اربعین، راهی حرم شوید. میعاد توضیح می‌دهد که وقتی امام حسین علیه‌السلام به کربلا رسیدند، زمینی را که قرار بود در آن جنگ رخ دهد، از صاحبش خریدند و آنجا شد «حائر حسینی». مادربزرگ‌ها خسته‌اند، اما دل‌شان آرام است. یکی تسبیح می‌چرخاند، دیگری با دستانی که سال‌ها رنج کشیده‌اند پای همراهش را ماساژ می‌دهد، و سومی با سینی آب میان جمع می‌چرخد. هرکدام به سهم خود، در این مسیر نورانی، خادم‌اند. با صدای دسته‌ی عزاداری آفریقایی‌ها به خودت می‌آیی؛ سینه می‎زنند و روی پوست صورتشان دانه‌های درشت اشک می‌درخشد. به زبان خودشان روضه می‌خوانند و هرکس صدایشان را می‌شنود اشک در چشم‌هایش خانه می‌کند. با خودت فکر می‌کنی روضه، فصل مشترک همه زبان‌های دنیاست و لازم نیست حتما به آن زبان آشنا باشی. فقط باید دلیل آن را بدانی و این دلیل «حسین علیه ااسلام» است.
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است