قلمرو خار و رز 3/1 (دربار یخ و ستاره)
(داستان های آمریکایی،قرن 21م،مناسب بالای 18سال،تصحیح:رزا تقوی،نیلوفر غضنفری،بازبینی:رضا قلندری و دیگران،مناسب بالای 18سال،تصویرگر:احسان طاهری)
نویسنده:
سارا جی.ماس
مترجم:
زهرا هدایتی
905,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات
229
شابک
9786222192259
تاریخ ورود
1399/05/29
نوبت چاپ
3
سال چاپ
1404
تاریخ تجدید چاپ
14050201
وزن (گرم)
227
قیمت پشت جلد
905,000 تومان
کد کالا
93869
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
کتاب قلمرو خار و رز 1/3 (دربار یخ و ستاره) اثر سارا جی.ماس است به ترجمه زهرا هدایتی و چاپ انتشارات باژ.
این کتاب ماجرایی تخیلی و فانتزی را در خود جای داده و به روایت داستان فیرا در ادامه آن چه در جلدهای پیشین بر او گذشته میپردازد.
دربار شب و جهانی که در پی اتفاقات رخداده دستخوش تغییرات بسیاری شدهاند، همچنان در حال بازسازی هستند، همهی فداکاریها جواب داده و هرچند برای مدتی کوتاه صلح را به دنبال آوردهاند. با این وجود فیرا که اکنون در مقام بانوی عالیرتبه قرار دارد از مشکلاتی که اطرافیانش با آن دستبهگریبانند آگاه میشود، دردها و زخمهایی بهظاهر ناپیدا اما تاثیرگذار که ممکن است نتایجی غیرقابل جبران در پی داشته باشند.
بخشی از کتاب
نباید شام میخوردم.
وقتی به کارگاهی نزدیک میشدم که رسینا در آن کار میکرد و تاریکی در بالای سرم کامل بود، این فکر از ذهنم میگذشت. وقتی نورهایی را دیدم که خیابان منجمد را روشن میکردند و با درخشش چراغها ترکیب میشدند این فکر از ذهنم میگذشت.
در آن ساعت، سه روز پیش از انقلاب، خیابان پر از خریدار بود. فقط ساکنان پاتوق نبودند، بلکه کسانی از سر تا سر شهر و نواحی بیرون آن آمده بودند. پریان عالیرتبه و پریهای دونپایهی بسیاری آنجا بودند و بسیاری از افراد دستهی دوم، نژادهایی بودند که قبلا هیچ وقت ندیده بودم. اما همه لبخند میزدند و همه انگار از شادی و حسن نیت میدرخشیدند. اگرچه اضطراب نزدیک بود من را وادار کند که بدون اهمیت دادن به باد یخی با پرواز به خانه بروم، غیرممکن بود که لرزش آن انرژی را زیر پوستم حس نکنم.
کولهای پر از تجهیزات را کشانکشان تا آنجا آورده بودم و بومی زیر بازویم زده بودم چون درست نمیدانستم بومی به من داده خواهد شد یا اگر سرزده به کارگاه رسینا بروم و بهظاهر انتظار داشته باشم به من بوم بدهند دور از ادب خواهد بود یا نه. از خانهی شهری پیاده آمده بودم چون نمیخواستم با آن همه وسیله ببیزم و نمیخواستم در صورت پرواز بوم را در برابر فشار باد سخت از دست بدهم.
گرم ماندن به کنار، ایجاد سپر در برابر باد در حالی که هنوز با آن باد پرواز هم میکردم چیزی بود که با وجود تمرینهایی که حالا دیگر گه گاهی با ریس یا ازریل انجام میدادم، هنوز بر آن مسلط نشده بودم و با بار اضافی در دستم به علاوهی سرما... نمیدانستم ایلریاییها در کوههایشان که تمام سال سرد بود چهطور این کار را میکردند.
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط