دسته بندی : رمان خارجی

قلمرو خار و رز 2 (بخش اول:دربار مه و خشم)

(داستان های آمریکایی،قرن 21م،تصحیح:نازنین نخعی و دیگران،بازبینی:رضا قلندری و دیگران،تص.یرگر:احسان طاهری)
نویسنده: سارا جی.ماس
مترجم: زهرا هدایتی
707,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 379
شابک 9786222192235
تاریخ ورود 1399/05/29
نوبت چاپ 5
سال چاپ 1403
تاریخ تجدید چاپ 14050126
وزن (گرم) 427
قیمت پشت جلد 707,000 تومان
کد کالا 93863
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
کتاب قلمرو خار و رز: درباره مه و خشم (جلد دوم، بخش اول) اثر سارا جی. ماس است به ترجمه‌ی زهرا هدایتی و چاپ انتشارات باژ. این کتاب ماجرایی تخیلی و فانتزی را در خود جای داده و به روایت داستان فیرا در ادامه‌ی آنچه در جلدهای پیشین بر او گذشته می‌پردازد. فیرا که از چنگال آمارانتا جان سالم به در برده، نمی‌داند آیا نجات دنیای پریان ارزش کاری را که او انجام داده، داشته یا نه؛ او بااینکه قلبی انسانی در وجودش می‌تپد، نیروهای پریان عالی رتبه را به دست آورده و در حالی که می‌کوشد خود را از دام‎‌هایی که هر یک به‌‎نوعی او را درگیر خود می‌سازند رها کند در می‌یابد باید از موهبت‌های هولناکش بهره ببرد تا شاید بتواند دشمنی شرور را از میان بردارد. او با قلبی شکسته به آینده‌ای چشم دوخته که باید آن را برای خودش و دنیای پیرامونش رقم بزند. دنیایی که رو به فروپاشی پیش می‌رود.
بخشی از کتاب
در اولین هفته‌ی بعد از بازگشتم، اجازه نداشتم از دیدرس خانه خارج شوم. خطری مبهم در زمین‌ها شیوع پیدا کرده بود و تملین و لوشن خوانده شدند تا با آن برخورد کنند. از او خواستم به من بگوید خطر چیست، با این حال... لوشن آن حالت چهره را داشت که هر وقت می‌خواست چیزی را بگوید اما وفاداری‌اش به تملین مانع می‌شد، بر چهره‌اش می‌نشست. پس دوباره نخواستم. وقتی رفتند، ایانته برگشت... تا هم صحبتم باشد، از من محافظت کند، نمی‌دانم. او تنها کسی بود که اجازه‌ی ورود داشت. گله‌ی نیمه‌دائمی لردها و بانوهای دربار بهار، به همراه خدمتکارهای شخصی‌شان از عمارت مرخص شده بودند. به خاطرش خوشحال بودم، که دیگر به هنگام قدم زدن در راهروهای عمارت، یا در باغ‌ها به‌شان بر نمی‌خوردم و مجبور نبودم تحمل‌شان کنم که سعی می‌کردند به خالکوبی خیره نشوند، اما... می‌دانستم تملین دوست دارد آن‌ها حضور داشته باشند. می‌دانستم بعضی‌های‌شان واقعا دوستانی قدیمی هستند، می‌دانستم دوست داشت عمارت پر از صدا و خنده و وراجی باشد. با این حال به نظر رسیده بود که همه طوری با هم حرف می‌زدند که انگار حریف شمشیر بازی هستند. کلمات زیبایی که توهین‌های تیز را پنهان می‌کردند.
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است