درباره کتاب
کتاب بیگانه اثری است از آلبر کامو به ترجمهی رُزا گیلکی و چاپ انتشارات آوای مهدیس. آلبرکامو نویسنده، روزنامهنگار و فیلسوف فرانسوی بود که آثار ارزشمند طاعون، سقوط و ... را در کارنامهی درخشان خود جای داده بود. اثر کلاسیک حاضر دربارهی مردی درونگرا و بیعاطفه به نام مرسو است که اعتقادی به خداوند ندارد. در بخش اولِ داستان شاهد رفتار غیرعادی او نسبت به مرگ مادرش و قتلی بیانگیزه از جانب او هستیم. در بخش دوم محاکمهی مرسو آغاز میشود و به دنبال رای نهایی دادگاه، او در انتظار اجرای حکم مرگ به سر میبرد.
بخشی از کتاب
بازپرس از جا برخاست و به من فهماند که بازجویی پایان یافته است. با لحنی خسته فقط از من پرسید: آیا از کاری که کردهام پشیمانم یا نه؟
کمی فکر کردم و در جواب گفتم: خیلی احساس تاسف نمیکنم، بیشتر ناراحتم از اینکه به دردسر افتادهام. احساس کردم اصلا حرفهای مرا درک نمی کند. اما آن روز، بازجویی همینجا تمام شد.
پس از آن، زیاد با این شخص برخورد میکردم. ولی هر بار وکیلم همراهم بود. اصرار داشتند من برخی نکات اعترافات قبلیام را دقیق تر توضیح دهم و یا با وکیل من در ارتباط با هزینه بحث میکرد. در این مواقع، اصلا راجع به من با هم حرف نمیزدند و گویی اصلا وجودم را فراموش میکردند. به نظر میرسید بازپرس دیگر کاری با من نداشت و انگار تصمیمش را گرفته بود. دیگر هرگز راجع به خدا با من حرف نزد و هرگز هم آن شور و شیفتگی روز اول بروز نکرد. نتیجه این شد که جلسات ما بیشتر جنبهی دوستانه پیدا کردند. جلسات بازجویی با چند سوال جزیی و دقایقی مکالمه با وکیلم پایان مییافت. بر مبنای اصطلاحی که خود بازپرس به کار میبرد پروندهی من داشت روند طبیعی خود را طی میکرد.
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط