دسته بندی : رمان نوجوان

دروازه مردگان 2 (شب خندق)

(داستان های فارسی قرن 14)
680,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 264
شابک 9786003534872
تاریخ ورود 1398/02/22
نوبت چاپ 15
سال چاپ 1404
تاریخ تجدید چاپ 14050222
وزن (گرم) 200
قیمت پشت جلد 680,000 تومان
کد کالا 77431
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
کتاب شب خندق اثری است از حمیدرضا شاه آبادی، به چاپ انتشارات افق. رمان وهم‌انگیز و دلهره‌آور حاضر دومین جلد از مجموعه‌ی دروازه‌ی مردگان و مناسب برای نوجوانان است. جلد پیش رو روایتگر دو داستان موازی از دو نوجوان به نام‌های مجید و رضاست که در دو زمان متفاوت زندگی می‌کنند و مخاطب در طول داستان شاهد موضوعاتِ مربوط به تهران قدیم در دوره‌ی قاجار چون قحطی و زندگی دشوار مردم فرودست در خندق‌های اطراف شهر است.
بخشی از کتاب
«دنبال چی می‌گردین؟» «یک چیز بسیار مهم.» «از کجا مطمئنید که اینجاست؟» مرد هندی با لحنی محکم گفت: «مطمئن هستم. خیلی مطمئن هستم. اگر شما الان اینجا هستید آقای جوان، چیزی که من دنبالش می‌گردم هم اینجاست. اگر بخواهید بگویید که اینجا نیست باید ثابت کنید که خودتان هم اینجا نیستید.» گفتم: «این عمارت خیلی بزرگه، کجای این عمارت؟» مرد هندی دور خودش چرخید. به دوروبرش نگاه کرد و گفت: «این همان چیزی است که نمی‌دانم، شاید لای این دیوارها، توی آن سقف یا کف زمین.» و با مشت سه ضربه به دیوار پشت سرش کوبید و گفت: «می‌بینی، پشت خیلی از دیوارهای این خانه خالی است.» بعد به طرف من آمد و گفت: «اینجا خیلی چیزها مخفی شده، یکی از آن‌ها همان چیزی است که من در جستجویش هستم.» فکرم سخت به کار افتاده بود. کلمات زیادی تا نوک زبانم می‌آمدند اما از گفتنشان منصرف می‌شدم. هنوز نمی‌توانستم به او اعتماد کنم. آرام ماندن هم برایم سخت بود. گفتم: «من... من.» مرد هندی چشم‌های سنگینش را به من دوخت و گفت: «تو چی؟» دنبال حرفی برای گفتن می‌گشتم که یک دفعه صدای سه ضربه‌ی محکم از سمت دیواری که مرد هندی چند لحظه پیش به آن مشت کوبیده بود بلند شد. مرد هندی برگشت و به پشت سرش نگاه کرد. من هم به دیوار انتهای اتاق که در تاریکی فرو رفته بود خیره شدم. کمی بعد صدای خش‌خشی از داخل دیوار بلند شد. انگار کسی به دیوار پنجه می‌کشید.
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است