بیوگرافی: خولیو رامون ریبیرو

1 سال پیش زمان مطالعه 6 دقیقه

 

خولیو رامون ریبیرو در 31 آگوست 1929 در سانتا بئاتریس، در حوالی لیما، پایتخت پرو، در خانواده‌ای متوسط به دنیا آمد. در کودکی پدرش را براثر مرض سل از دست داد و این مسئله بر وضعیت اقتصادی خانواده تأثیری بسزا گذاشت. از 1946 تا 1952 در دانشگاه پونتیفیسیای پرو حقوق خواند و در همان جا با دیگر جوانان علاقه‌مند به ادبیات و هنر آشنا شد.

با چاپ داستان «زندگی خاکستری» در 1946 پا به عرصه‌ی ادبیات گذاشت. در 1953 برنده‌ی یک بورس تحصیلی شد که با آن توانست به اسپانیا سفر کند. با کشتی به بارسلونا رفت و از آنجا راهی مادرید شد تا در دانشگاه کمپلوتنسه‌ی این شهر به‌مدت یک سال تحصیل کند. در این مدت مقالات و داستان‌های فراوان نوشت.

با پایان یافتن بورس تحصیلی‌اش در 1953 به پاریس رفت و در محله‌ی لاتینی‌ها ساکن شد و آماده گشت تا رساله‌اش را درباره‌ی ادبیات فرانسه به دانشگاه سوربن ارائه دهد. اولین کتابش «کرکس‌های بی‌کُرک‌و‌پَر» را که یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای داستان‌سرایی ادبیات امریکای لاتین لحاظ می‌کنند، در همین مدت نگاشت. ریبیرو تحصیل را رها کرد و با کارهای گذرا در آلمان، بلژیک و فرانسه اقامت گزید. از 1955 تا 1956، با اخذ بورسیه به‌مدت یک سال در مونیخ ماند و اولین رمان خود وقایع‌نگاری سن گابریل را نگاشت. در 1965، به پاریس بازگشت و از آنجا در 1957، به آنتورپ بلژیک سفر کرد و در یک کارخانه‌ی تولید محصولات عکاسی مشغول به کار شد. در 1958، به آلمان بازگشت و در برلین، هامبورگ و فرانکفورت اقامت داشت. در طول اقامتش در اروپا مجبور به انجام دادن کارهای مختلفی شد؛ از بازیافت روزنامه‌های باطله، تا نگهبانی در هتل، بارکشی در ایستگاه قطار و فروشندگی لوازم چاپ. در 1958، به لیما بازگشت و به‌عنوان استاد دانشگاه ملی سن کریستوبال در آیاکوچو مشغول به کار شد. رمان «وقایع‌نگاری سن گابریل» را در 1960 چاپ کرد که جایزه‌ی ملی رمان را در این سال از آن او کرد.

در 1961، به پاریس بازگشت و به‌مدت ده سال در آژانس خبری فرانس پرس روزنامه‌نگاری کرد. در 1972، در دوران حکومت خوآن بلاسکو آلوارادو، به‌عنوان رایزن فرهنگی سفارت پرو در پاریس منصوب و بعداً نماینده‌ی کشورش در یونسکو شد.

در 1973، برای نخستین‌بار به سبب سرطان ریه، که ناشی از اعتیاد مفرط او به سیگار بود، جراحی شد و نقاهتی طولانی‌مدت را پشت سر گذاشت. کتاب «فقط برای سیگاری‌ها» از تجربیات او در این مدت سرچشمه می‌گیرد.

در 1983، جایزه‌ی ملی ادبیات و ده سال بعد جایزه‌ی ملی فرهنگ به او اهدا شد. در دسامبر 1985، نماینده و سفیر دائم پرو در یونسکو شد و تا 1990، در این مقام باقی ماند.

پیرو دولتی‌سازی بانک‌ها در پرو، در زمان اولین دولت آلن گارسیا، که منجر به خون‌ریزی شد، جر و بحثی شدید میان خولیو رامون ریبیرو و دیگر هم‌وطن معروفش، ماریو بارگاس یوسا، صورت گرفت که هر دو اتهاماتی سیاسی به یکدیگر وارد کردند. هرچند این جدال لفظی هرگز باعث نشد که یوسا همواره از خولیو رامون ریبیرو به‌عنوان یکی از پیشتازان داستان‌نویسی نوین در امریکای لاتین نام نبرد.

خولیو رامون ریبیرو در 4 دسامبر 1994، اندکی پس از دریافت جایزه‌ی ادبی خوان رولفو بدرود حیات گفت و در گورستان باغ‌های صلح واقع در لا مولینا به خاک سپرده شد.

خولیو رامون ریبیرو گرچه آثار متعددی در قالب رمان، تئاتر، مقاله و نثر ادبی دارد اما به‌سبب غنای فنی و ساختاری و تنوع شیوه‌های روایی در داستان‌های کوتاهش از سرآمدان هنر داستان‌نویسی امریکای لاتین است. داستان‌های او بیشتر در سبک واقع‌گرایانه نگاشته شده‌اند و ازاین‌رو از سنت ادبیات رئالیسم جادویی و بوم امریکای لاتین مد و مرسومِ زمان او فاصله گرفته‌اند و بیشتر زبان حال اقشار به حاشیه رفته‌ی اجتماعات شهری هستند. زبان ریبیرو زبانی ا‌ست که در اوج سادگی، کلمات را با وسواسی فرهنگستانی گزینش می‌کند تا پیکره‌ای قدرتمند را برای توصیف‌ جهان‌های به فراموشی سپرده فراهم آورد.

از او قریب به صد داستان به جا مانده است که در مجموعه‌های مختلف منتشر شده‌اند: «کرکس‌های بی‌کُرک‌وپَر» (1955)، «داستان‌های موقعیت» (1958)، «بطری‌ها و آدم‌ها» (1964)، «سه داستان یاغی» (1964)، «ماه بعد میزان می‌شوم» (1972)، «کلمات لال» (1974)، «سیلویو در روسدال» (1977)، «فقط برای سیگاری‌ها» (1987) و «داستان‌های سانتاکروسی» (1992).

منتقدان، خولیو رامون ریبیرو را در کنار خولیو کورتاسار و خورخه لوئیس بورخس به‌عنوان سه ضلع داستان‌سرایی ادبیات امریکای لاتین می‌شناسند.

قسمتی از کتاب کرکس‌های بی‌کُرک‌وپَر نوشته‌ی خولیو رامون ریبیرو:

رآس ساعت شش صبح، شهر تُک پا بلند می‌شود و شروع می‌کند به برداشتن نخستین گام‌هایش. مِهی ظریف دور اجسام را در خود حل می‌کند و به آنان فضایی جادویی می‌بخشد. افرادی که در این ساعت در شهر تردد می‌کنند گویی از جنسی دیگر ساخته شده‌اند، انگار به یک شیوه‌ی زندگی شبح‌گونه تعلق دارند. زنان نمازگزار به‌زحمت خود را می‌کِشند و در چهارچوب کلیساها ناپدید می‌شوند. شب‌زنده‌داران، لهیده از شب‌زنده‌داری، پیچیده در شال‌گردن‌ها و مالیخولیایشان به خانه‌هاشان باز می‌گردند. سپورها، مسلح به جاروها و گاری‌ها، گام‌های دلشوره‌آورشان را در خیابان پاردو آغاز می‌کنند. در این ساعت، کارگرها دیده می‌شوند که به سمت تراموا می‌روند، پلیس‌ها که تکیه‌زده بر درخت‌ها خمیازه می‌کشند، روزنامه‌فروش‌های دوره‌گرد که از سرما کبود شده‌اند، کلفت‌ها که سطل آشغال‌ها را بیرون می‌آورند و در آخر در این ساعت کرکس‌های بی‌کُرک‌وپَر هم مثل یک نشانه‌ی مرموز سر بر می‌آورند.

در این ساعت، دون سانتوسِ پیر، روی تشک پای چوبی‌اش را جا می‌زند، و عربده می‌کشد: «بلند شین! اِفرائین، انریکه! وقتشه!»

دو پسربچه چشم‌های قی کرده‌شان را مالیدند و به سمت نهر محوطه‌ای که در آن زندگی می‌کردند دویدند. شب آب آرام گرفته بود و در کف زلالش علف‌هایی که سبز می‌شدند و ریزجانداران فرزی که ورجه‌وورجه می‌کردند دیده می‌شدند. بعد از آب زدن به سر و صورتشان، هر کدام سطل حلبی خودش را به دست می‌گیرد و به خیابان سرازیر می‌شوند. در این اثنا، دون سانتوس به خوکدانی نزدیک می‌شود و با چماق درازش بر گرده‌ی خوکش که در زباله‌ها غلت می‌زند می‌کوبد.

«هنوز یه خرده دیگه جا داری، عزیزم! فقط یک خرده دیگه تحمل کنی، نوبت تو هم می‌رسه.»

افرائین و انریکه در راه وقت تلف می‌کنند، از درخت‌ها بالا می‌روند تا تمشک بچینند یا سنگ جمع کنند، از این سنگ‌های لبه‌تیز که هوا را شکاف می‌دهند و پشت را زخمی می‌کنند. یک ساعت از روزشان نگذشته که به قلمروشان وارد می‌شوند، خیابانی طویل مزین به خانه‌های شیک که به موج‌بند ختم می‌شود.

مشاهده آثار خولیو رامون ریبیرو

کرکس های بی کرک و پر

کرکس های بی کرک و پر

نشر چام
افزودن به سبد خرید 155,000 تومان
0
نظرات کاربران
افزودن نظر
نظری وجود ندارد، اولین نظر را شما ثبت کنید
کالاهای مرتبط