دریچه نور: مغز چگونه امید داشتن را درک میکند؟ نگاهی روانشناختی و عصبشناختی به یکی از قدرتمندترین تواناییهای ذهن انسان
اگر از شما بپرسند «امید چیست؟»، احتمالاً میگویید: «یعنی باور داشته باشیم که آینده بهتر خواهد شد.» اما از نگاه علم، امید چیزی بسیار پیچیدهتر از یک جملهی مثبت است.
امید فقط یک احساس خوشایند، خوشبینی یا انتظار برای وقوع یک اتفاق خوب نیست. در روانشناسی، امید یک فرآیند شناختی ـ انگیزشی است که به انسان کمک میکند آیندهای مطلوب را تصور کند، برای رسیدن به آن هدف مسیر پیدا کند و حتی در مواجهه با موانع، انگیزهی ادامه دادن را حفظ کند.
به بیان سادهتر، انسان امیدوار فقط نمیگوید: «ای کاش آینده بهتر شود!» بلکه ذهنش میپرسد: «چه آیندهای میخواهم و برای رسیدن به آن چه کاری میتوانم انجام دهم؟»
و اما امید دقیقاً چیست؟
یکی از شناختهشدهترین نظریههای علمی دربارهی امید، نظریهی «امید» چارلز اسنایدر است. براساس این نظریه، امید از دو مؤلفهی اصلی تشکیل میشود Agency و Pathways.
Agency: یعنی فرد احساس کند توانایی حرکت به سمت هدف را دارد؛ یعنی «من میتوانم برای رسیدن به این هدف کاری انجام دهم.»
Pathways: به توانایی فرد برای پیدا کردن راههای مختلف رسیدن به هدف اشاره دارد؛ یعنی اگر یک راه جواب نداد، بتواند مسیر دیگری را تصور کند.
بنابراین، امید صرفاً انتظار یک نتیجهی خوب نیست. امید زمانی شکل قدرتمندتری پیدا میکند که فرد، هم انگیزهی حرکت داشته باشد و هم بتواند راه رسیدن را تصور کند.
این تعریف، تفاوت مهمی میان امید و خوشبینی ایجاد میکند. فرد خوشبین ممکن است انتظار داشته باشد شرایط بهتر شود؛ اما فرد امیدوار علاوهبر تصور آیندهی بهتر، به دنبال راهی برای نزدیک شدن به آن آینده است.

مغز چگونه آیندهای را که هنوز وجود ندارد تصور میکند؟
یکی از شگفتانگیزترین تواناییهای ذهن انسان، توانایی تصور آینده است. مغز فقط گذشته را به یاد نمیآورد؛ بلکه از خاطرات، تجربهها و اطلاعات فعلی استفاده میکند تا دربارهی آینده سناریو بسازد. در علوم شناختی، از مفهوم Prospection برای توصیف فرآیندهایی مانند تصور، پیشبینی و برنامهریزی دربارهی آینده استفاده میشود؛ برای مثال، وقتی فردی با خود میگوید: «اگر برای این امتحان بیشتر درس بخوانم، احتمالاً نتیجهی بهتری میگیرم»، درواقع ذهن او در حال ساختن سناریوی برای آینده است.
یا وقتی فردی میگوید: «اگر این مسیر شغلی جواب نداد، میتوانم مسیر دیگری را امتحان کنم»، باز هم ذهن در حال بررسی آیندههای احتمالی است.
به همین دلیل میتوان گفت امید تاحدی به توانایی مغز برای ساختن و ارزیابی آیندههای ممکن وابسته است.
ذهن امیدوار فقط نمیگوید: «آینده خوب خواهد بود»، بلکه میپرسد: «چه آیندهای میخواهم؟ چطور میتوانم به آن برسم؟ و اگر مانعی سر راهم قرار گرفت، چه گزینهی دیگری دارم؟»
هنگام تصور آینده، چه اتفاقی در مغز رخ میدهد؟
تصور آینده به نقطهی خاصی در مغز محدود نمیشود. مجموعهای از نواحی مغزی در این فرآیند مشارکت دارند؛ ازجمله بخشهایی از شبکهی پیشفرض مغز و قشر پیشپیشانی میانی.
این شبکهها در فرآیندهایی مانند فکر کردن دربارهی خود، یادآوری تجربههای شخصی و تصور موقعیتهای آینده نقش دارند.
پژوهشهای تصویربرداری عصبی نشان دادهاند که هنگام فکر کردن به اهداف شخصی در آینده، بخشهایی از همین شبکه فعال میشوند. این یافته اهمیت یک موضوع را نشان میدهد: امید صرفاً یک احساس مبهم نیست؛ برای شکلگیری آن، مغز باید آینده را تصور، ارزیابی و به هدف تبدیل کند. درواقع، میتوان گفت مغز ابتدا یک تصویر احتمالی از آینده میسازد و سپس براساس آن تصمیم میگیرد که اکنون چه کاری انجام دهد.
چرا داشتن چند مسیر برای رسیدن به هدف مهم است؟
دو نفر را تصور کنید که هر دو میخواهند در یک آزمون مهم موفق شوند. نفر اول میگوید: «اگر این روش مطالعه جواب ندهد، دیگر هیچ راهی ندارم.» اما نفر دوم میگوید: «اگر این روش مؤثر نبود، برنامهام را تغییر میدهم، از کسی کمک میگیرم یا روش دیگری را امتحان میکنم.»
تفاوت این دو نفر فقط در میزان خوشبینی نیست؛ تفاوت در تعداد مسیرهایی است که ذهنشان برای رسیدن به هدف میبیند. در نظریهی اسنایدر، همین توانایی برای تولید مسیرهای جایگزین یکی از پایههای اصلی امید است. به همین دلیل، شکست یک مسیر الزاماً به معنای شکست هدف نیست. گاهی چیزی که باید تغییر کند، مقصد نیست؛ مسیر رسیدن به مقصد است و شاید یکی از مهمترین پیامهای روانشناختی امید همین باشد: «بسته شدن یک راه، لزوماً به معنای پایان مقصد نیست.»
امید چگونه به تابآوری کمک میکند؟
زندگی همیشه مطابق برنامه پیش نمیرود. شکست، فقدان، مشکلات شغلی، مشکلات مالی یا تغییرات ناگهانی میتوانند تصویری را که فرد از آینده ساخته است، به چالش بکشند. در چنین شرایطی، امید میتواند به فرد کمک کند آینده را کاملاً ازدسترفته نبیند. پژوهشها نشان دادهاند که امید و انتظارات مثبت با برخی شاخصهای سازگاری روانشناختی و تابآوری ارتباط دارند. بااینحال، این یافته به معنای آن نیست که امید بهتنهایی میتواند از مشکلات روانی جلوگیری کند، بلکه امید یکی از عوامل مؤثر در نحوهی مواجههی فرد با شرایط دشوار است. فرد امیدوار نمیگوید: «هیچ مشکلی وجود ندارد.» بلکه میگوید: «مشکل وجود دارد، اما هنوز تمام آینده مشخص نشده است.» این تفاوت بسیار مهم است.

امید با مثبتاندیشی فرق دارد:
ممکن است فردی بسیار مثبت حرف بزند اما هیچ برنامهای برای تغییر شرایط نداشته باشد. مثلاً بگوید: «بالاخره یک اتفاق خوب برای من میافتد.» اما امید ساختاری متفاوت دارد. فرد امیدوار میپرسد: «هدف من چیست؟»، «اولین قدمی که میتوانم بردارم چیست؟»، «چه چیزی ممکن است مانع من شود؟»، «اگر این مسیر جواب نداد، چه مسیر دیگری دارم؟» بنابراین، امید سالم را میتوان ترکیبی از تصور آینده، هدفگذاری، انگیزه و انعطافپذیری در پیدا کردن مسیرها دانست.
آیا میتوان امید را تقویت کرد؟
اگر امید فقط یک ویژگی ثابت شخصیتی بود، شاید تقویت آن دشوار میشد، اما بخش مهمی از نظریهی امید با نحوهی تعریف اهداف و پیدا کردن مسیرهای رسیدن به آنها ارتباط دارد. یکی از روشهای مفید این است که به جای پرسیدن: «آیا به هدفم میرسم؟» سؤالهای دقیقتری بپرسیم: «هدف من دقیقاً چیست؟»، «اولین قدم کوچک من چیست؟»، «چه مانعی ممکن است ایجاد شود؟»، «اگر این راه جواب نداد، گزینهی بعدی من چیست؟» این نوع تفکر میتواند آینده را از یک تصویر مبهم به مجموعهای از احتمالات قابل بررسی تبدیل کند. پژوهشهای مربوط به آیندهنگری نیز نشان میدهند که تصور آینده با فرآیندهایی مانند تصمیمگیری، خودتنظیمی و رفتار هدفمند ارتباط دارد. شاید امید، دیدن آیندهای نباشد که هنوز وجود ندارد؛ ساختن آن باشد. آنچه پژوهشها نشان میدهند این است که امید با مجموعهای از فرآیندهای شناختی و انگیزشی ارتباط دارد: تصور آینده، تعیین هدف، برنامهریزی، ارزیابی گزینهها و پیدا کردن مسیرهای جایگزین. امید به ما قول نمیدهد که همهچیز خوب خواهد شد. امید فقط اجازه نمیدهد که بدترین وضعیت امروز را با تنها آیندهی ممکن اشتباه بگیریم. شاید قدرت واقعی امید همین باشد: اینکه حتی وقتی مسیر فعلی به بنبست رسیده، ذهن هنوز بتواند آیندهی دیگری را تصور کند و وقتی انسان بتواند آیندهای متفاوت را تصور کند، امکان یک سؤال مهم دوباره زنده میشود: «حالا برای نزدیکتر شدن به آن آینده، چه قدمی میتوانم بردارم؟»
منابع:
Snyder, C. R., et al. (1991). The will and the ways: Development and validation of an individual-differences measure of hope. Journal of Personality and Social Psychology, 60(4), 570–585.
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/2037968
/
Schacter, D. L., Benoit, R. G., & Szpunar, K. K. (2017). Episodic Future Thinking: Mechanisms and Functions. Current Opinion in Behavioral Sciences, 17, 41–50.
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC5675579
/
Stawarczyk, D., & D’Argembeau, A. (2015). Neural correlates of personal goal processing during episodic future thinking and mind-wandering: An ALE meta-analysis. Human Brain Mapping, 36(8), 2928–2947.
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC6869624
/
Seligman, M. E. P., Railton, P., Baumeister, R. F., & Sripada, C. (2013). A seclusion of prospection: A taxonomy of prospection.
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC4284580
/
Stawarczyk, D., & D’Argembeau, A. (2018). The Functions of Prospection – Variations in Health and Disease.
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC6277467/
Hope for brain health: impacting the life course and society. (2023).
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC10348811/
گردآوری و ترجمه: سیاوش غلامی