دسته بندی : روان درمانی

تسکین با موسیقی شوبرت (داستانی از موسیقی و درمان)

(موسیقی درمانی)
نویسنده: کلر اوپرت
720,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات 176
شابک 9786001185762
تاریخ ورود 1405/07/21
نوبت چاپ 1
سال چاپ 1405
وزن (گرم) 156
قیمت پشت جلد 720,000 تومان
کد کالا 156964
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
«تسکین با موسیقی شوبرت»، با زیرعنوان داستانی از موسیقی و درمان، اثر کل اوپرت، با ترجمه‌ی شهناز کمیلی‌زاده، در انتشارات ذهن‌آویز منتشر شد. «تسکین با موسیقی شوبرت»، اثر ویولنسلیست و هنردرمانگر فرانسوی، روایت سال‌ها کار او با بیماران و آشکار شدن نقش موسیقی در کاهش رنج است. اوپرت در خانواده‌ای از پزشکان و هنرمندان بزرگ شد و در آکادمی چایکوفسکی مسکو آموزش دید. فعالیت حرفه‌ای‌اش را با نواختن برای کودکان مبتلا به اوتیسم آغاز کرد و در همان سال‌ها دریافت که موسیقی می‌تواند با دشوارترین مخاطبان نیز ارتباط برقرار کند؛ سپس برای بیماران مبتلا به بیماری‌های عصبی پیش‌رونده و بیماران مراقبت تسکینی نواخت. عنوان کتاب برگرفته از اصطلاحی است که یکی از پرستاران برای اثر نوازندگی او با «تریوی» شوبرت به کار برد. این اصطلاح بعدها به پژوهشی بالینی راه یافت که بر پایه‌ی معرفی کتاب، نشان می‌دهد موسیقی می‌تواند در جریان اقدامات پزشکی استرس‌زا، درد و اضطراب بیمار را کاهش دهد. کتاب گزارشی صرفاً علمی نیست. اوپرت روایت‌هایی کوتاه و شاعرانه از دیدار با بیماران را در کنار خاطرات حرفه‌ای خود و تأمل در معنای هنر و نیاز انسان به ارتباط قرار می‌دهد. این اثر برای علاقه‌مندان به موسیقی، پزشکی انسان‌محور و نوشته‌های اولیور ساکس خواندنی است. نسخه‌ی فرانسوی آن برنده‌ی جایزه‌ی ادبی موسیقیدانان شده است.
بخشی از کتاب
مراقبان وان‌های آب گرم را برای حمام کردن او آماده می‌کنند و من شروع به نواختن می‌کنم. ابتدا شوبرت به‌عنوان یک اورتور برای ادای احترام به مادام کسلر می‌خواند، سپس ملودی‌ای از اپرای «اورفئوس و اوریدیس» اثر گلاک پخش می‌شود. طنینی شکننده؛ نوازشی نامرئی. آن روز، بار دیگر ویولنسل بر درمان تأثیر می‌گذارد. انگشتان سفت و کشیدۀ مادام مورتی به‌آرامی شل و یکی‌یکی باز می‌شوند و به‌زودی دست‌هایش در کنار بدنش آرام می‌گیرند. زیر ملحفۀ سفید، پاهایش مانند گلبرگ‌های یک نیلوفر آبی، که به سمت خورشید باز می‌شوند، از یکدیگر جدا می‌شوند. چهره‌اش نرم می‌شود. برآمدگی پیشانی‌اش مانند شن پس از فروکش کردن موج، صاف می‌شود. مادام مورتی چندین‌بار چشم‌هایش را باز می‌کند و نگاهی درخشان و سریع به اطراف می‌اندازد. برای چند دقیقه از درد خبری نیست. او نمی‌تواند این احساس را بر زبان بیاورد ولی تمام بدنش آن را آشکار می‌سازد. عضلاتش به‌حدی شل شده‌اند که واقعاً تماشایی است. پرستاران به دو پزشکی که آن روز صبح آنجا بودند دربارۀ جلسه ویولنسل می‌گویند: «بیمار در طول زمان استحمام، چند بار لبخند زد و چهاربار چشم‌هایش را باز کرد. مشخص بود که از موسیقی لذت می‌برد. تمام بدنش شل شده بود و بازوهایش به‌خصوص و به‌طرز باور نکردنی‌ای در دو طرف بدنش آرام گرفته بودند. کاملاً با استحمام دیروز فرق داشت.»
نظرات کاربران
افزودن نظر

هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است